"گربه سبزی" چیست ؟؟؟
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
عبارتی ست که یک آذری زبانِ سرماخورده، به جای "قرمه سبزی" به کار می برد ^ــــــــ^
@saeed75 · ۱۳۶ امتیاز
★★★★☆ ۴ از ۵ (۲۸ رأی)
"گربه سبزی" چیست ؟؟؟
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
عبارتی ست که یک آذری زبانِ سرماخورده، به جای "قرمه سبزی" به کار می برد ^ــــــــ^
از دوستم میپرسم: کدوم رشته دوس داری قبول شی؟
میگه: مهندسی مواد
میگم: چه گرایشی؟
میگه: گرایش بَنگ :|
...
مورد داشتیم طرف از بس تیتراژ پایانیِ سریال مدینه رو گوش داده،
وقتی میخواسته واسه سحری به مامانش بگه: بیدارم کن، گفته: فانوسم باش...
سوال مسابقه ی پیامکیِ شهر حیف نون اینا :
آیا میدانید دو سومِ بدن انسان را آب تشکیل میدهد؟
1 - بــــلــــه 2 - خــــیــــر :|
عاغا این شعری که فامیل دور میخوند ،... "که با این در اگر در بند در مانند، درمانند" ،
من فک میکردم این شعرو از خودش در آورده... نگو شعر از حافظه!
"در این حضرت چو مشتاقان نیاز آرند ناز آرند
که با این درد اگر دربند درمانند درمانند"
(البته حضرت حافظ یه "دال" بیشتر گفته) ^ـــــــ^
چند روز پیش حوصله م سریده بود،
گفتم واسه خودم شارژ بفرستم ببینم چی میشه...
رمزِ مربوطه رو گرفتم، پیام اومد که واسم شارژ اومده و اینا. رفتم بررسی کردم دیدم از شارژم کم شده... ولی دوباره اضاف نشده.... :|
آخه من که واسه خودم شارژ فرستاده بودم :(
آخه پس کجا رفت اون 2000 ریال :(
آخه ایرانسل چرا اینقد بی جنبه ست :(
یادم میاد بچه بودم... دختر همسایمون که از من بزرگتر بود میومد خونمون.
یه روز تو آشپزخونه تنها بودم با دختره
کفِ آشپزخونه مون هم همیشه ی خدا مورچه ها رفت و آمد داشتن...
این دختره الکی دستشو میذاشت زمین، بر میداشت، میذاشت دهنش
بعد به من میگفت ببین من دارم مورچه میخورم تو هم بخور...
منم که کوچیک بودم و .... باور میکردم و میخوردم..... :|
یادش بخیر...
هعــــــــی روزگار...
درسته فولاد قهرمان شد
ولی
طلا مال نقی بووووووووووووووود
تو مشتش بوووووووووووووووووووود
عــــــــــــــــــــــــــه
به دوستم میگم دانشگاه دوست داری کجا قبول شی؟
.
.
.
.
.
.
میگه: یا امیرشریف، یا صنعتی کبیر... :|
به طرف گفتن: یه پرنده نام ببر
گفت: خر
گفتن: خر که پرنده نیست!
گفت: خره دیگه، یهو دیدی پرید!!!
وقتتو چجوری صرف میکنی؟
.
.
.
.
.
وَقَتَ - وَقَتا - وَقَتوا
وَقَتَت - وَقَتَتا - وَقَتنَ
...
دوستم تعریف میکرد :
به داداشم میگم: میری آشپخونه، بی زحمت واسه منم یه لیوان آب بیار
میگه: تشنته؟
میگم: پ ن پ، من آ« گلبرگ مغرورم که میمیرم زِ بی آبی/ ولی با منّت و خواری، پیِ شبنم نمیگردم....
یکی از گودزیلاهای اقوام به دوستش میگفت :
اون مرده که اونجا نشسته(منظورش داییش بود)،
دوستِ منه
داییمه
بینی درازه.....
|:
آغا اینجوری که داره پیش میره، تا چند وقت دیگه میان یه جوکِ فوق العاده
بی مزه و چرند میفرستن، بعدش آخرش مینویسن :
هرکی مامانشو دوس داره لایک کنه
...
هر کی گفت چرا این گوشیهای صفحه پهن، فروششون به طور قابل ملاحظه ای زیاد شد؟
چون که هوادارای پرسپولیس برای دیدنِ رتبه ی تیمشون تو جدول، مجبور بودن همش برن صفحه ی بعد. ولی این گوشیای پهن، قسمت بزرگی از جدول رو تو یه صفحه نمایش میداد و کارِ پرسپولیسیارو راحت تر میکرد...
D:
دوتا کر به هم میرسن،
اولی : میخوای بری ماهیگیری؟
دومی : نه میخوام برم ماهیگیری
اولی : عه؟ خیال کردم میخوای بری ماهیگیری
...
منسوب به امیر المومنین(ع) :
اَ تَزعَمُ انّکَ جِرمٌ صغیر؟ و فیکَ انطَوی العالَمُ الاَکبرُ.
آیا فکر میکنی جرمِ کوچکی هستی؟ درحالیکه عالمِ بزرگتر، در تو پیچیده شده است.
کوچیک بودم تام و جری که می دیدم، وقتی تام یا جری یه دونه کبریت می بردن پشتشون بعدش روشن می شد،
خیال میکردم کبریتو میره اون پشت، بعدش روش میگو....زه ، کبریته داغ میشه ، آتیش میگیره....!
مورد داشتیم دانشجوی ترم اولی به استادش گفته : آقا اجازه؟ بریم دسشویی؟
دوش درحلقه ی ما قصه ی گیسوی تو بود
تا دویِ شب سخن از سلسله ی موی تو بود!