اسمس تنهایی وجود نداره وقتی تو همیشه بامنی خدایا
@h,;d73 · ۱۱۲ امتیاز
★★★★☆ ۴ از ۵ (۱۳ رأی)
اسمس تنهایی وجود نداره وقتی تو همیشه بامنی خدایا
دلنوشته از خود�
هر بار سعی کردم فراموشت کنم بیشتر یادت افتاد�
هر وقت سعی کردم در دلت جای بگیرم بیشتر رانده شد�
هر وقت سعی کردم........
شعر از خودم نظرت؟
کاش می شد زندگی را قاب کرد
کابوس این بیداری را در خواب کرد
کاش می شعر از خودم
شد عشق را خاموش کرد
لحظه ای یادت فراموش کرد
کاش می شد این زمین را خط زد
با دلی در اسمان ها پر زد
کاش می شد صحبتی با تو نمود
از دل اشفته ام اگاه کرد
کاش می شد نقشی از ارزوها را کشید
یا که باز در خلوتی رویاش کرد
کاش می شد عاشقی را باز خواند
درسیاه چشم من رسواش کرد
کاش می شد........اگه خوشتون اومد لایک کنید خب
اعتراف می کنم توی فیلما وقتی یه نامه میخوندن صدای کسی که نامه رو نوشته بود پخش میشد (یادتونه)
منم هر وقت نامه ای می رسید می گفتم پس صداش کو دنبال دکمه ای چیزی می گشتم صداش پخش شه(قبض های برق و ابو فک میکردم نامه اند)
مهم نیست نظر دیگران راجعم چیست همین که خدا دوستم بدارد کافیست
داداشم رفته مایع ظرفشویی خریده میگه مامان با طعم پرتقال خرید�
من@
مامانم@@@
مایع مگه میخوای بخوریش داداش سوتی بده من دارم
همیشه میگیم خدایا هیچ پدر مادری رو شرمنده بچش نکن
ولی
من میگم خدایا هیچ بچه کنکوری رو شرمنده والدینش نکن
امین
اعتراف می کنم عاشق این اهنگم و حرف دلمو میگه
برام هیچ حسی شبیه تو نیست کنار تو درگیر ارامش�
همین از تمام جهان کافیه همین که کنارت نفس می کش�
برام هیچ حسی شبیه تو نیست تو پایان هر جستجوی منی
تماشای تو عین ارامشه تو زیباترین ارزوی منی
منو ازین عذاب رها نمی کنی کنارمی بمن نگاه نمی کنی
تمام قلب تو بمن نمی رسه همین که فکرمی برای من بسه
برای عشق یطرفم (ح)
قاصدک روزگار کم شده در این دیار/ندارد خبر لحظه خوب دیدار
قاصدکم کجایی غمگین نباش از ز بار/بار تو هست خالی گرچه پر از شرمسار
مژده به تو قاصدک اید یار دیار/دنیا پر از قاصک لحظه خوب دیدار
عشق یعنی
هر جا اسمش بیاد اسمشو بشنوی گوشات تیز شه راجعش چی میگن
دعا می کنی یادش بیفتی و بگی خدایا....
هر اهنگی رو به یادش گوش بدی و جملات خواننده رو درک کنی
بودن باهاش زمان زود مثه برق بگذره
دنبال بهونه باشی که یچی بهش بگی
و عمیق ترین عشق
حتی وقتی می بینیش پیشته بازم دلتنگش باشی چون هنوز مال تو نیست
اگه قبول داری لایکش کن
اعتراف می کنم بچه بودم دغدغم این بود که خواب فامیلامونو می بینم من چجوری برم تو خوابشون
لایک:از بچگی باهوش بودیا
لایک:دغدغه ما هم بود
صدای پایی می اید بر نمی گردم بگذار با خیال ان که تو می ایی خوش باشم(دلنوشته خودم)
دلتوشته از خودم: پلک هایت را نبند می ترسم ستاره ها به پای چشمک زدنت بگذارند(برای عشقم ح)
روی یک سیب دیدم نام تورا
بوییدم و بوسیدم شدم شبیه عاشقا
که یک روز.....
دادم به تو ان سیب بادست بی ریا
ولی.......
گرفتی و ندیدی سیب نبود دلم بود
پر از مهر و محبت زعشق ساده ام بود(دلنوشته از خودم)
اعتراف می کنم 5ساله که بودم خونه هم تنها.تلویزیون می دیدم لبم یذره خون اومد رفتم تو حیاط داد زدم کمک کمک کمک همسایمون اومد دید یذره همش خون اومده بهم یه دستمال داد الان هم هر وقت منو می بینه ادامو درمیاره میگه کمک کمک خخخخخ بچه شجاعی بودما
دلنوشته از خودم :سایه ام را با تو اشتباه می گیرم خطای چشم نیست خطای دل است بیهوده تو را نزدیک بیند...