مکالمه خواهرم با پسر 3.5 ساله ش(محمدعلی)
خواهرم:پسر خوشگل دارم.جیگر دارم.شکر دارم.دوستت دارم!
محمدعلی:مامان حرف نزن موها دماغت بلند شده برو کوتاه کن!!!!!!!
خواهرم از اونروز متواریه از یابندگان عزیز تقاضا میکنم در اولین فرصت به من خبر بدن....
@سپنتا2010 · ۱۸۴ امتیاز
★★★★☆ ۴ از ۵ (۹ رأی)
مکالمه خواهرم با پسر 3.5 ساله ش(محمدعلی)
خواهرم:پسر خوشگل دارم.جیگر دارم.شکر دارم.دوستت دارم!
محمدعلی:مامان حرف نزن موها دماغت بلند شده برو کوتاه کن!!!!!!!
خواهرم از اونروز متواریه از یابندگان عزیز تقاضا میکنم در اولین فرصت به من خبر بدن....
سلام دوست عزیز alone for ever
بارها وبارها ازین نوع قولها به خودمون دادیم که دیگه فراموشش میکنم شااد زندگی میکنیم ولی همیشه تو اوج شادی ای که واسه خودمون میسازیم یه آرزو که الان *خاطره* شده همه قولها مون رو به فنا میده.الکی خودتو پیش خودت بدقول نکن.ما همیشه یه داغ بزرگ رو دلمون هست.........
ولی امید دارم هنوز که برگرده!!میدونین که چی میگم؟
میرم که با خیالت عاشقی کنم.....
سلام بعد از مدتها.دیشب شاد بودم به ظاهر.اما حرف دلمه سامان جلیلی رو گوش دادم رفتم هپروت ابجیم میگه چت شد یهو؟گفتم آهنگش حالمو گرفت.چی بگم؟بگم دارم دیوونه میشم از غم ندیدنش؟از غم تنهایی؟اون که حرف دل منه تنها رو درک نمیکنه....
دلم نفرین میخواد.......نه سلامتی.پس:
نفرین به اون دوستی که هر روز اومد از عشقش تعریف کرد و خاطراته زندگی عاشقانه عشقتو با یه غریبه به رخت کشید....
نفرین به دوستی که گفت من مث تو و طرفت نیستم که زود جا بزنم عشقم منو میخواد....
نفرین به اون دوستی که از رو به رو خنجر فرو کرد تو قلبت بجای اینکه آرومت کنه.....
نفرین به اون دوستی که یه بغض دیگه چپوند تو گلوت تا به خفه شدن نزدیکت کنه.....
نفرین....خدایا میشه مث من بشه؟
نفرینام چندتا لایک داره؟ادامه بدم؟
یعنی جواب محبت های من به داداشم اینه؟؟؟اینهمه پست حرومش کردم!
عرضه نداره یه کیف پر پول پیدا کنه به این بهانه منو ببره ماه عسل احسان علیخانی رو از نزدیک ببینم!!!!!خخخخخخخخخخ
لایک:حق داری حق داری:-((
تو مصاحبه از مردم(تو اخبار20:30)میپرسیدن که رنگ آسمان و زمین غزه اینروزا چه رنگیه؟دختره گفت بنظر من قهوه ای!!!!!!!
بنظرتون چه منظوری داشت؟؟؟؟؟؟؟؟؟@_@
پارسال تو این روزا بهم گفت میخواد ازدواج کنه و فراموشش کنم.گفت فقط اگه دیدمت بهت سلام میکنم.مث فحشه این حرف مگه نه؟؟؟؟
بی تو با خاطره هایت چه کنم!
عشق تو همچون "افق" بی انتهاست/قلب من خالی ز هر رنگ و ریاست/ زندگی با آرزو ها روبروست/با تو بودن از برایم *آرزوست*
لایک:با تو بودن از برایم آرزوست^_^
احساس میکردم تو طول روز و شب کم بهش فکر میکردم.دیروز رفتم یکی از ادکلن هاشو که باهاش کلی خاطره دارم خریدم بزنم به در دیوار و لباسام که عطرش باهام باشه و یادم نره عاشقشم هنوز.....
مث منم هست کسی؟
بزن به سلامتی خودت که با تمام سختی هات شکر خدا رو فراموش نکردی.....
شاید همین شکر یجایی به دردت خورد!(خداجونم سپاس)
آبجیم که مهندسه!تعریف میکرد با معاون اداره کل نشسته بودن یهو صدا ملچ ملوچ میاد آقاهه گوشیشو درمیاره میگه بذارین اول بچه مو غذا بدم بعد به ادامه جلسه برسیم!pouرو میگفته ها....
خداااااااا.مامانم اینجور نگران گشنگی من نبوده و نیست.....خخخخخخخخ
لایک:مامان منم همینطور
بعضی وقتا یه خاطراتی داری خودت تو اون لحظه زمین و زمانو گاز زدی ولی اونقد طولانیه میترسی بنویسی تایید نشه یا بشه و کسی نخنده......ما خاطره هامونم مث بقیه نشده.والاااا
لایک:هم دردتم(*_*)
بر روی دلم سنگ قبری بسازید
.
.
.
.
.
.
برای تمام کرمهای آلبالو،گیلاس هایی که در آن مدفونن....
چیه؟فک کردی عاشقانه میشه الان؟نه بذار یکم بخندیم دور هم....
شبا بیدار و روزا خیره به عکست/این شده کارم،دیگه طاقت ندارم/دلم میخواد یجایی اونور دنیا خودمو جا بذارم/آخه عادت ندارم تو که نباشی خوابم نمیره خیلی دلم میگیره/فراموشم نمیشه خاطره هامون واسه من خیلی دیره......
لایک:(*~*)no likes
چندوقت پیشا مامانم تو جمع خانواده عموم اینا تعریف میکرد که چند ساله پیش از مدرسه داداشم زنگ زدن که یه جفت کفش بیارین واسه پسرتون کفشش افتاده تو چاه توالت.تو بارون مامانم کفش میبره میبینه داداشم کفش پاشه خوشحال و شاد و خندان و معلوم نیس کی زنگ زده بوده.به اینجا رسید دیدیم پسرعموم داره یجور خاص میخنده یهو منفجر شد و با هر تیکه از بدنش گفت کار من بوده زنگ زدم.....جالب اینجاست پسرعموم اینا یه شهر دیگه ان.
لایک:پسرعمو مردم آزاری داریا...کصافط
چقد خوبه داداشت بشه تنها مرد زندگیت تو اوج دلتنگی های جوونیت که نری سمت یه عده سودجو واسه فرار از ....
لایک:خدا آبجی داداشارو از هم نگیره.آمین
من تازه امتحان فرمان دادم و قبول شدم(اولین بار.بله من ازون خوبام)بعد هر چندروز یکبار با داداشم میریم من رانندگی میکنم.موقع برگشت که داداشم میشینه پشت فرمان یجوری رانندگی میکنه که شوماخر اون حس رو نداشته پشت فرمان....
واسه من کلاس میذاره.یادش رفته اولین بار که خواست ماشینو بیاره تو حیاط این نوارهای کنار در ماشین گیر کرد به در حیاط کنده شد....خخخخخخخخخخخ
لایک:دیگه داداشت ماشین نمیده بهت بیچاره ه ه
یعنیا عاشق داداشم هستم.....وقتی یکاری داره باهام که میدونه حوصله ندارم انجام بدم یجوری صدام میکنه که فکرکنم یه گندی زدم سریع برم پیشش....
داداشای شمام سندرم آبجی آزاری دارن؟
با این که من حوا نبودم اما خیلی رو هوا برداشت که آدمن.......
جمع کنید بساطتونو باوووووووو...
والا با این نوناشون...
آبجیم که مهندس هست.یادتونه؟اونروز داشت پیش همکاراش درمورد رییسشون حرف میزد که قراره واسه عید بره مسافرت جنوب.میگه فلانی میخواد واسه تعطیلات بره قیش و کشم.....من دیگه حرفی ندارم!!!!!