س

سینا11

@sina11 · ۱۴۸ امتیاز

★★★★☆ ۴ از ۵ (۹ رأی)

c
chapish11 ۱۳ سال پیش
جوک

چن سال پيش ماه رمضون تو اداره با چن نفر بساط جور كرده بوديم تو يه اتاق جاتون خالي روزه خواري ميكرديم يدفه رئيس اومد من پريدم پشت در اون يكيارو بردن بعدش برگشتم جاتون خالي ادامه دادم تنها شانسي كه اوردم و منو نديد واسه اين بود كه رئيسمون يه چشمش كور بود

c
chapish11 ۱۳ سال پیش
جوک

نمیدونم فانتزی شما بچه مایه دارا چیه ولی فانتزی ما بچه پایین شهرا این بود که میرفتیم جاهایی که قیر تازه استفاده شده بود بود و آفتاب زده بود و شل شده بود برش میداشتیم، می جوویدیم چون پول نداشتیم آدامس بخریم تقریبا مث آدامس بود ولی فوت میکردیم باد نمیکرد