دقت کردین وقتی از خرخون های کلاس میپرسی چقد خوندی،جوری بهشون برخورد میکنه که فکر میکنی فحش دادی
@afftab · ۸۲ امتیاز
★★★★★ ۵ از ۵ (۱ رأی)
دقت کردین وقتی از خرخون های کلاس میپرسی چقد خوندی،جوری بهشون برخورد میکنه که فکر میکنی فحش دادی
دقت کردین ی شب که تصمیم میگیرید زود بخوابید همه چی دست به دست هم میده که دیرتر از همیشه بخوابید
اعتراف میکنم بچه که بودم وقتی از مهمونی برمیگشتیم خونه خودمو میزدم به خواب تا بابام کولم کنه و بذارم تو رختخواب
اقا همسرم یه پسر خاله داره از اون کله خرا،همیشه مار میگیره تو دهن بیچاره چسب 1 2 3 میریزه بعد میذاره تو جیبش،مثل تسبیح دستش میگیره کلا به عنوان سلاح ازش استفاده میکنه
اخه این پسر خاله است همسر من داره؟؟
دقت کردین همیشه وقتی میرید تو رختخواب دستشویی تون میگیره
اعتراف میکنم وقتی میخوام یه پست بذارم تو 4 جوک کلا خاطرات خودمو فامیلا و همسایه ها و جد وابادم رو زیر و رو میکنم اخرشم چیزی به ذهنم نمیرسه یه دروغ میسازم
من خدایی می شناسم که ابر رحمتش به زمین و زمان باریده یکی سپاسش می گوید و هزاران نفر کفر !
اعتراف میکنم بچه که بودم با یکی از داداشام خونه تنها بودیم گفتیم جشن بگیریم داداشمم رفت یه عالمه خوراکی خرید گذاشتیم رو میز بع رو کل دیوارا کاغذ پسبوندیم داداشمم روشون نوشته بود ......(اسم خودش)و ......(اسم من) پیوندتان مبارک
اعتراف میکنم تلفن هماسیمون روکه اورده بودیم خونمون امتحان کنیم من اشتباهی زدم به برق بعد هو به خانومه گفتم این از اولش کار نمیکرده
سیب میخواهد دلش
آنکه بی حساب عاشق است.....اما نمیداند کرم دارد روزگار ما!!
به جان چشمان سیاهت قس�
اینبار آنچنان رفتنی ام …که ، کاسه های آب را هم قسم دهی ....
نه آن روزها باز میگردند و نه من . . .
یه فامیل داشتیم آقا این در دوران عقدش هر وقت میرفت خونه پدر زنش تا دیر وقت مینشست و خدا حافظی میزد و میرفت چند دقیقه بعدش به بهونه جا گذاشتن کلید باز میومد مینشست.........بعد از یه مدت پدر زنشو قضیه رو فهمید و بار بعد که به بهونه کلید برگشت رفت در رو باز کرد و گفت بابای کلید هستش مامانشم هستش ولی خود کلید نیستش
اینم فامیل ما داریم؟؟؟؟؟؟؟
پسرک در یخچال رو باز کرد
یخچال خالی بود
پدر چشاش پر از اشک شد
پسر بطری اب رو برداشت و چند جرعه ای نوشید و
گفت چقدر تشنه بود�
خدا هیچ پدری رو شرمنده خانوادش نکنه
خالم با دخترش و شوهرش رفته بودن بازار،یهو دوست شوهر خالمو میبینن بعد از اینکه ازش جدا میشن دختر خالم میگه مامان کیوی
خالم میگه: همکار بابات
باز میگه مامان کیوی
خالم باز میگه همکار بابات
این خالست من دارم؟؟
اخه خاله جون کیوی یه نوع میوه است
چقد سخته وقتی ازت میپرسه ناراحت شدی؟؟
اشک از چشات بریزه و بگی اشکال نداره
یه مردی داشت زنش رو طلاق میداد بهش گفتن چرا میخوای طلاقش بدی گفت آدم که حرف ناموسشو پیش کسی نمیزنه
بعد از طلاق گفتن حالا که طلاقش دادی بگو،گفت ادم که حرف ناموس مردم رو نمیزنه!
مرد به این میگن!
گذشته اگر آزارم داد اما گذشت...
امروز هم هر جوری که باشد میگذرد...
آرزویی برای فردا ندارم،شاید به فردا نرسم و این واقعیت زندگی ماست.
این روزها دوست دارم تو را داشته باش�
تا اینکه
تو را دوست داشته باشم!!!
به مامانم میگم حوصلم سر رفته؛میگه زیرشو کم کن:)مامانه من دارم?
دست های خالی من دخیل دل پاکتان...
مرا نیز در این ایام نه به بهای لایق؛به رسم رفاقت دعا کنید...
التماس دعا