ص

صادقی

@صادقی2 · ۱۱۵ امتیاز

★★★★★ ۵ از ۵ (۱ رأی)

پ
پاتریک ۱۲ سال پیش
پیام

دخترم امروز برای تو مینویس�
سالها بعد اگر بدنیا آمدی و بزرگ شدی
قد کشیدی و خانوم شد
دلم میخواهد
تو را از همه ی پسرهای محله و مدرسه و دانشگاه دور کن�
دلم میخواهد نگذارم از خانه بیرون بروی
دلم میخواهد رنگ آفتاب را فقط در حیاط خانه ببینی
دخترم میدانم از من متنفر میشوی
میدانم مرا بدترین پدر دنیا میدانی
میدانم ... خوب میدان�
اما دخترکم اگر بدانی چه بر سر جوانی پدرت آمد
چگونه دلش شکست و آرزوهایش تباه شد
از پدر گله نمیکنی
دخترم وقتی سنت هنوز درگیر احساس است و منطق نمیشناسد
عاشق میشوی
دخترم عاشقی درد دارد
بمیرد پدر و درد آنروزهایت را نبیند

پ
پاتریک ۱۲ سال پیش
پیام

دانشجو به استادش گفت:من خدا را قبول ندارم چون نمیبینمش
استاد سکوت کرد و اهسته به انتهای کلاس رفت واز دانشجو پرسید ایا الان مرا میبینی؟
او گفت نه چون من پشتم به شماست!!!!
استاد لبخندی زد و به کنار دانشجو رفت وبه اوگفت تا وقتی که به خدا پشت کنی او را نمیبینی

پ
پاتریک ۱۳ سال پیش
پیام

صدای پنکه منو یاد خوابیدن های به زور تو ظهر تابستون میندازه که مامانو باباهامون مجبورمون میکردن بخوابیم که سروصدا نکنیم ما هم که یواشکی درمیرفتیم امادرسکوت مطلق وباترس بازی میکردیم هییییی شما هم همینقدر حرف گوش کن بودید؟؟؟؟