ک

کامران جعفرزاده

@کامران · ۴۱۶۰ امتیاز

★★★★☆ ۴ از ۵ (۵۳۷۴ رأی)

k
k:E ‏ ۱۱ سال پیش
پیام

K : e @@@@@
سلام بکس ^_^
آبجی سحر من تو بخش تنهایی همیشه پستای شمارو میخوندم چند بار هم واستون نوشتم ولی تایید نشد . به امید روزای خوب.
______________________________
دزیره کی گفته : پستات خریدار نداره ؟؟ ناراحت شدم از حرفت . یه روز ببینم پستت تو پاتوق نیست من میدونم و تو . بر خلاف همیشه کاملا جدی گفتم الانم ایجوریم )-:
______________________________آبجی تیام چند بار اسمم رو آوردی واقعا ازت ممنونم . برا خوجگل سایت بودنت هم بگم باوشه شما بعد من خوجگل سایت از حامد که خوجگل تری با اون زیر شرواریش خخخخخ . حامد داداش جنبه شوخی داشته باش چرا ترسناک نگام میکنی
______________________________آبجی ماءده پستاتو کامل میخونم و درجریانم ولی چی بگم ؟ کاش میشد باهات حرف بزنم شاید کمکی میتونستم بکنم
______________________________
آبجی دریا . امپراطور . شیدا . آبجی عزیز که دایتون فوت کردن . پونه که ازش خبری نیست . یه بهمنی شیطون . یه ایرانی .خاتون . داداش نیما و گلبول های سفیدش . مریم گلی ^_^ مینا 72 دیوونه^_^ . آقا علی خودمون پستای همتون رو میخونم. ممنون تو پستاتون اسمی از من میاریت
______________________________
یکی مثل هیشکی شما لطف داریت واقعا حرفتون خوش حالم کرد
______________________________
عزیزی که گفته بودی بعد پست خود کشی تغییر کردی واقعا بال دراوردم بعد خوند پستت ^_^
______________________________
مسیحای عزیز ممنون واسه پستت انگیزه ای بود واسه ادامه دادن . روزای خوشی برات آرزو دارم
______________________________
میخواستم هفته ای یه بار بیام پاتوق ولی بی احترمی بود به دوستان که اسمم رو تو پستاشون آوردن تشکر نکنم . واقعا شرمنده همم که روزی یه پست بیشتر ندارم و نمیشه از همه دونه دونه و کامل تشکر کنم . من از این به بعد هفته ای یه بار میام پاتوق و جواب دوستان رو میدم . اگر کسی از قلم افتاد شرمندشم این بار دیگه واقعا خدافظ تا هفته بعد ^_^

k
k:E ‏ ۱۱ سال پیش
پیام

k : e @@@@@
♤♤پست ویژه♤♤
رفیق داداش بزرگم بود ، وقتی از زندان آزاد شد میگفت : توبه کرده . عاشق شده . میگفت : میکانیکیش عالیه . میره تو یه میکانیکی کار میکنه . کم کم پول میاد دستش از
پولدارای فامیلشون هم یکم قرض میگیره خودش میکانیکی میزنه . میره خواستگاری عشقش .یه خونه نقلی کرایه میکنن ، اسم بچه هاشون رو هم انتخاب کرده بودن
ولی هر میکانیکی رفت وقتی فهمیدن زندان بوده بهش کار ندادن حتی میکانیکه کوچه خودمون که میدونست توبه کرده . رفت پیش پول دارای فامیلشون . هیچکدومشون بهش پول ندادن .آخه به کسی که زندان رفت بود اعتماد نداشتن
وقتی شنیدم سکته قلبی کرده و مرده باورم نمیشد . وقتی رفتیم سر قبرش هر کدوم از پولدارای فامیلشون پول یه چیزو داده بودن یکی پول قبر یکی پول غذا . وای چه مراسمی چقدر پول خرج شد . اندازه یه مغازه میکانیکی خوب. شایدم بیشتر . میکانیک کوچمون که بهش کار نداده بود بالا قبرش چه گریه ای میکرد . آخر سر پدر مادرش چه تشکری میکردن از پولدارای فامیلشون که کمکشون کرده بودن ، پولدارای فامیلشون چقدر اسمشون تو فامیل رفت بالا
نمیدونم چی بگم . لایکشم مثل همیشه : هه ...

k
k:E ‏ ۱۱ سال پیش
پیام

k : e @@@@@
سلام به همه ^_^ . دوستان چند تا حرف داشتم ، ممنون میشم بخونیت ________________________
ببخشید حرفام یکم زخم داره پس لطفا کسی به خودش نگیره.
گل دختری که با پسر خوشتیب دوس میشی . روز اول میری کافیشاپ . روز دوم میری رستوران روز سوم میری شهر بازی روز چهارم میری خونشون و ... سر یه ماه هم پنج بار رفتی خونشون بعدش پسره واست ناز میکنه و مثل آشغال از زندگیش میندازت بیرون لطفا اسم این یا ماه رو نزار عشق اسمش رو ما میزاریم برنامه بلند مدت پسره برا رسیدن به خواسته هاش .( ش ه و ت )
آهای گل پسری که عاشق یه دختر شدی و هر روز با یکی میلاسی وقتی عشقت قهر کرد که با همه هستی و غرورت نمیزاره بری معذرت خواهی کنی لطفا دیگه عشق عشق و تنهایی نکن
________________________
من یه بچه فشنم ولی الگو زندگی من حرف حضرت علی (ع) هر چی رو برا خودت میپسندی برا دیگران نیز بپسند و هرچیزی را برا خودت نمیپسندی برا دیگران نیز نپسند خودت با دختر همسایه و عمو و دختر هم کلاسی میلاسی عیب نیست عشقت با پسر همسایه بلاسه عیبه ؟ لطفا من پسر و اون دختره نکنید که حرف مفته .
یه هفته عاشق شدن سر یه لواشک قهر میکنن طرف مقابل میگه دیگه نمیتونیم همو تحمل کنیم همو ول میکنن بعد عشق عشق میکنن
عشق مقدسه .
گل دختر وقتی شما عاشق ماشین و خونه و تیپ یه پسر میشی حتما اونم عاشق یه چیزایی میشه
بابا اونی که رفته یا مشکل از تو بوده یا اون . اگر مشکل از اون بود خداروشکر کن که فهمیدی . اگر مشکل از تو بود خودتو درست کن
________________________
یکی مثل هیشکی آبجی یا داداش گلم به خدا من کلوب نیستم یعنی جز 4جوک هیچ جای دیگه نیستم . این که گفتی من میگم این کیه دست از سرمون برنمیداره . به خدا اصلا نمیخوام خودمو لوس کنم ولی من کوچیک همتونم . اگر من چهارصد هزار تا لایک دارم شما به من دادنش اگر کاربر برتر شدم به عشق شما بود . واسه تشکر هم که گفته بودی اگر با پستیم لبخند اومد رو لبت یا از خوندن پستیم به خودت اومدی برام بزرگ ترین تشکره خدا اون دنیا دستمو بگیره . به خدا من اگر اسم کسی رو نمیبرم واسه غرور نیست . من تو زندگی شما نیستم نمیتونم با خوندن یه پست بهتون مشورت بدم خدایی نکرده شاید باعث خراب شدن زندگی کسی بشم وگرنه به خدا من همیشه میام بخش تنهایی و پست همتون رو میخونم . من هفته ای یه بار میام پاتوق پست میزارم خدا کنه کسی از حرفام ناراحت نشده باشه فقط خواستم به خودتون بیاید خدانگهدار

k
k:E ‏ ۱۱ سال پیش
پیام

k : e@@@@@
سلام بکس ^_^
اول از همه حامد این چه تبریک تولدی بود تو گفتی اخه ؟؟ ده کلمه نوشته بودی هفت کلمش ببشقید بود o_0
یه سال که الهام باهام قهر بود و دوس نداشت منو ببینه روز تولدش من واسش نوشتم :
امروز قشنگ ترین روز خداست برای من و الهامم تو باید بدونی هیچ ربطی به تولد تو نداره ، بابام برام یه کارتون موز خریده ^_^ دلت هم بسوزه
happy birth day happy birth dayتولد تولد تولد مبارک
غنچه ناز کوچک تولدت مبارک میدونم الان داری میخندی پس نیشتو ببند ^_^ خخخخخ
حامد شاید باورت نشه ولی دو دقیقه بعد برام پیام داد کامران جان یه بار دیگه شمارتو رو گوشیم دیدم میام خونتون چکیت میکنم و میرم ^_^
________________________
داش سعید کلاغا خبر آوردن گفتی : خوجگل پاتوق شومایی ؟؟ تا حالا کسی با کف پا زده تو گوشت ؟؟ یا کسی پاشو تا زانو کرده تو حلقت ؟؟ بیام با پس گردن بزنم تو شکمت ^_^ لامصب من رو خوجگلیم حساسم ^_^ ، داداشی شوما سرور مایی بچه خوجگل مجگل ^_^
________________________
آبجی مائده شطوره ؟؟ دختر یکم از این مینا 72 یاد بگریم ، ببین چقدر شاده ، حالا من میگم شاد ولی شوما باور نکن ، این یا بیش فعاله یا دیوونس ^_^ والاا هر وقت میاد. پاتوق رو میزاره رو سرش . آبجی شوخی کردم چرا دمپایتو در میاری آخه ؟؟
________________________
دزیره . یه ایرانی نازنین خانم sanai♡امپراطور شوما هم خودتون رو آماده کنید واسه کل کل _______________________
پونه خانم شوما شطوری ، با گردو دم میشکنی ، کفگیرت خروس میخونه . خوشحالت چرا اینقدر شاده ؟؟؟ خوبه شوما حد اقل شاد شنگولی ، تا تو هستی من الهام بچه میخوایم چیکار ؟؟؟
________________________داداش علیرضا شوما لطف داری ، خاتون شوما که گفتی : پست خنده دار خبری نی . بابا من با روزی یه پست بیام پاتوق جواب بچه هارو بدم برم خاطره بزارم . جوک بگم . عاشقونه بنویسم . چیکار کنم خو ^_^
________________________
بعله تو پاتوق تاریخ تولد و رنگ چشم و ... میپرسید ^_^ دنبال شوهر خوشتیب میگردیت ؟؟ بعد رنگ چشم حتما قد و تحصیلات و رنگ مو و بعدشم عروسی ^_^
من : کامران 9/8/72 رنگ چشام مشکی متمایل به قهوه ای تو نور آبی میشن ^_^ قد 180 ولی تا فشن میکنم 185 میشه . دوتا چش دارم اندازه چش گاو ^_^ آبرهام اینقده خوجگل . من که توشون چیزی ندیدم ولی دخترا میگن چشات سگ دارن ^_^ از اتاق فرمان میگن : کامران ادامه نده دخترا عاشقت شدن
خو به من چی خوجگلم ^_^
راستی گفتم : خوجگل یاد مانی شیطونک افتادم واقعا پستاشو دوس داشتم واقعا با پستاش خندیدم و شاد شدم انشاالله هر جا هست دلش شاد و لبش خندون باشه البته عکسشو تو کلوپ دیدم اینقدر تعریف خودش میداد نصف من هم خوشتیپ نبود ^_^ حرف از مانی زدم جا داره از آبجی سحر . لابستر داداش عباس . مسیحا . کیان . داداش سید مصطفی . امیر 21 تشکر کنم واسه پستای فوق العادشون و بگم اگر ما اومدیم 4جوک فقط فقط به عشق پستای فوق العاده شما بود و هست . ببخشید طولانی شد خدانگهدار

k
k:E ‏ ۱۱ سال پیش
پیام

k : e @@@@@
طولانیه ولی خداییش تا آخر بخونش
یه دختر یه مادر
تولد 16 سالگیش : مادر امروز اگه میشه شما خونه نمون ، میخوام دوستام راحت باشن
18سالگیش ، جشن ورود به دانشگاش
مادر : دخترم برات کیک درست کردم میخوام جشن بگیریم
دختر : نه مامان من با دوستام میرم کافی شاپ
4 سال بعد : مامان من دارم ازدواج میکنم . خانواده اونا خیلی باکلاس هستن . ما هم که فامیل درست و حسابی نداریم میخوایم بریم خارج همونجا یه جشن درست حسابی میگیریم
مادر : ولی دخترم پس من چی ؟ دخترم ما که درباره اونا تحقیق نکردیم شاید خانواده خوبی نباشن
دختر : مامان . من بزرگ شدم خودم میدونم چی خوبه چی بده . بد کردم بهت گفتم دارم عروس میشم خدافظ
امروز مامانش مرد ،مامان عزیز کوچمون رو از دست دادیم . این پستو میزارم تا بگم : دختر خانم تولد 16 سالگیت مادرت فهمید خجالت میکشی نشون دوستات بدیش ولی رفت بیرون تا تو شاد باشی
وقتی دانشگاه قبول شدی فکر کردی شهریه دانشگاهت ارث بابای معتادت بود که مرد ؟ نه گل دختر . تمن تمنشو مادرت با خیاطی و کور شدن چشماش داد
راستی یه چیز دیگه بگم ؟ هدیه عروسیت پولی بود که کنار گذاشته بود بره کربلا
این پستو گذاشتم بگم : شاید این دنیا نتونستی بری کربلا و کربلایی بشی ولی اون دنیا رفتی بهشت. رفت پیش امام حسین و حسینی شدی
این پستو گذاشتم بگم : سلطان غم مادر ... هعی ی ی ی
لایکشم : اشکای رو صفه گوشیم

k
k:e ۱۱ سال پیش
جوک

k : e @@@@@
مرد بایس وقتی از سر کار اومد داد بزنه منزلللل کجایی ؟؟؟
زنش در حالی که مثل بید میلرزه بگه جانم سایه بالا سرم ؟؟خودش دهنشو باز کنه
آقاشون جوراباشو کنه تو حلقش بگه برو بشور ^_^
در حالی که زنش داره جوراباشو تو تشت میشوره بیاد بالا سرش کمربندشو دربیاره بگه امروز سیاه و کبودت کنم یا جایتو بشکنم o_0
زنش بگه سایه بالا سرم امروز روز زوجه باید یه جامو بشکنی ^_^ و بعد شکستن دست پای زنش بره رو مبل لم بده . داد بزنه منزلللللللل چایی من چی شد ؟
زنش که چایی رو آورد چایی رو بپاچه تو صورتش بگه این که کم رنگه پاشو بریم طلاقت بدم زنش به پاش بیفته بگه آقام بزار کلفتیتو کنم و وقتی رفت دوباره چایی آورد لیوان رو تو صورتش خورد کنه بگه ضعیفه این که پر رنگ بودددد
الهام : کامرانننننننننن؟
من : جججججج جانم ؟
الهام : توله سگ باز که تو رفتی تو خیال . این چایی من چی شددددددد من : آوردم آوردم تاج سرم . دلیل زندگیم
الهام : کامرن برنج نسوزه ها . اصلا تو جورابای منو شستییییییی؟
اوه اوه بچه ها من برم به کارام برسم فعلا بای ^_^

k
k:E ‏ ۱۱ سال پیش
پیام

k : e @@@@@
♤♤پست ویژه ♤♤
پایین شهر . ساعت 12 شب
یه زن 24 . 25 ساله خوشگل . از ماشین پیاده شد یه دستش چند تا پیتزا بود یه دستش یه عروسک هفت هشت هزار تومنی .زیر نگاه سنگین زنای هسایه سرشو انداخت پایین و داشت میرفت خونش
زنای همسایه : این با این شوهر معتادش که یه تومن کار نمیکنه چه خرجایی میکنه . پیتزا میخره
یکی دیگش : آره دیگه خانم خوشگل . ساعت دوازده شب برگرده خونه
بقیه خانما : خدا خودش ببخشش برا پول چه کارا میکنن
ولی . ولی . ولی هیچ کدومشون نفهیدن اون خانم خوشگل رفته بود بالا شهر کلفتی .هیچ کدوم نفهمیدن پیتزا ها پس مونده غذای جایی بود که توش کلفتی کرده بود . عروسک هفت هشت هزار تومنی اوج ول خرجیش بود برا کادو تولد دختر کوچولوش
خانمای همسایه امید وارم امشب سر نمازش حلالتون کرده باشه
لایکشم : هه ...

k
k:E ‏ ۱۱ سال پیش
جوک

k : e @@@@@
پیش بابام و داداشم نشستم ، بشون میگم : پدر من ،برادر من اینقدر زن ذلیل نباشید (-: مثلا خود من . مردم مرددددد . زنم ازم حساب میبره . حرف حرف منه . مثلا صبر کنید تا نشونتون بدم ،زنگ زدم الهام
من : الهام امشب قرار بریم خونه عموت ؟؟؟؟
الهام : اوره آماده شدی ؟
من : الهام میدونی احساس میکنم عموت زیاد از من خوشش نمیاد ، همه رو ماچ میکنه غیر از منو ^_^
الهام : چرا دروغ میگی اون که همیشه باهات روبوسی میکنه0_o
من : لب بهم نداد ^_^
من : الهام حس میکنم . از دستم ناراحته دیدی اون بار رفتیم خونشون هشت موز خوردم گفت: بچه کم موز بخور . هشتا موز که این حرفارو نداشت .
الهام : خوب 0_o
من : خو عزیز من چرا در مقابل فهمیدن مقاوت میکنی خو دوس ندارم بیام دی :^_^
الهام : کامران تو به من گفتی نفهم ؟؟؟
من : نه به خدا خواستم شوخی کنم
الهام : کامران یعنی تو شوخی شوخی به من گفتی نفهمم ؟؟ حالا شوخیت شده به من بگی نفهم ؟؟؟ (با حالت گودزیلا مانند )کامران میای بریم خونه عموم یا نه ؟؟ اگر دوس نداری بگو ؟؟دوس ندارم مجبورت کنم
من : عزیزم حالا که دوس نداری مجبورم کنی حقیقتش دوس ندارم بیام .
الهام : کامران ؟؟
من : جان دلم ؟؟؟
الهام : پا میشیییییی میایییییییی یا بیاممممممم چکیت کنم ببرمت
من : o_0 هر چی فکر میکنم میبنم دوس دارم بیام
الهام : آفرین آفرین موش کوچولوم عاشقتم عجیقم
من : اهوم اهوم اهوم
الهام : کامران داری گریه میکنی ؟؟
من :( با گریه) اشک شوقه ، چقدر دلم واسه عمو تنگ شده بود .
الهام : دوست دارم منتظرم خدافظ کوچولو
بابام و داداشم : o_0 0_o
بابام : پاشو گم شو بیرون موش کوچولوش تا نیومده خونه رو رو سرمون خراب نکرده

k
k:E ‏ ۱۱ سال پیش
جوک

k : e @@@@@
چند روز پیش کلیه هام یکم درد میکرد رفتم پیش دختر خالم که تو آزمایشگاه کار میکرد آزمایش دادم .امروز رفتم جوابشو گرفتم سالم سالم بودم ^_^
اومدم خونه دیدم همه خانواده تو حال نشستن
منم کرمم گرفت خواستم یکم اذیتشون کنم خودمو ناراحت گرفتم رفتم برم تو اتاقم
بابا : هوی ی ی توله سگ کو سلامت ؟؟ (نه آخه توله سگ سلام میکنه ؟؟)
من : بابا حالم خوش نیست میرم تو اتاقم بخوابم (مثل تو فیلما ^_^)
بابا : خوب برو ( آخه پدر من تو باید مثل تو این فیلما بگی چی شده پسر خوجگل مجگلم ؟؟^_^ از زیر بوته که به عمل نیومدم والااا )
دیدم فایده نداره مثل تو فیلما کمرمو تکیه دادم به دیوار و آروم افتادم که یعنی فشارم افتاده )-:
بابا :تو سگ کمرتو به دیوار نکش سفید کاریش خراب میشه o_0
من : دیدم از بابام بخاری بلند نمیشه داد زدم . الهام کلیه هام . مامان کلیه هام دارن خراب میشه
مامان و الهام : کلیه هات چی ی ی ؟؟
من : جواب آزمایشم رو گرفتم . گفتن : کلیه هات دارن خراب میشن اگر به خودت نرسی و مواظب خودت نباشی کلیه هات خراب میشن
همه قول دادن مواظبم باشن (-:
مامانم پاشد رفت برام موز آورد .وای ننه موزززز . الهام: کامران عزیزم اصلا نمیخواد ظرف بشوری استراحت کن . بابام : بابام رفت برام کامپوت خرید . داداشم و زن داداشم میوه خردن . رفتم تو اتاقم داشتم انار و کامپوت گلابی و موز و سیب رو با هم میخوردم ^_^که کوشیم زنگ خورد .
من : الو بفرمانید ^_^
دختر خالم : سلام کامران راستش نمیدونم چطور بهت بگم ولی وظیمه و باید سریع تر بهت بگم تا فکری کنیم . کامران آزمایش اشتباهی شد . تو آزمایشای تو کلیه هات تقریبا خراب شدن
من : ))))-: مامان ن ن ن ن ن . مهربانم کجایی
مامانم : چی شده چی شده
من : دختر خاله زنگ زد گفت کلیه هات دارن خراب میشه
مامانم : خوب خودت هم که بهمون گفتی انشاالله خوب میشی
من : من به هفت جد پس و پیشم خندیدم من داشتم شوخی میکردم این لامصب داشت جدی جدی میگفت . وای کلیه های مهربانم . کلیه های دوس داشتنیم . خدا غلط کردم غلط کردم. مامانم : خوبه خوبه گریه نکن صدات مثل صدای بزغالست . زنگ زدم دختر خالت ببینم راست میگی یا فیلممون کردی . گفت فیلممون کردی بهش گفتم : بهت زنگ بزنه حالتو بگیره
خانواده : o_0 0_o 0_o 0_o
من : ^_^
.الهام : کامران پاشوظرفرو بشور
بابام : توله سگ پول کامپوتارو تو حلقت میکشم بیرون (-:
من : خخخخ نامردا من کلیه هام درد میکنه. j£ شما سرور مایی . شما تاج سری . ما کی باشیم بخوایم شمارو تحویل نگیریم ^_^

k
k:E ‏ ۱۱ سال پیش
جوک

k : e @@@@@
هفته پیش تو خونه نشسته بودیم
الهام : وای کامران کلاس دیرم شد . این استادم خیلی حساسه هر کس غیبت کنه حذفه . هر کی دیر بیاد حذفه . دانشجو مهمان رو میشناسه میندازه بیرون
من : نه بابا . اگر من دانشجو مهمان اومدم و نشستم چی ؟
الهام : یه ماه شستن ظرفا با من
من : خخخخ اگر دیر اومدم و نشستم چی ؟
الهام : دو ماه شستن ظرفا با من گل پسر . من برم . دیرم شد بای
امروز پاشدم لباسای مشکی گشاد بابامو کردم موهامو شلخته کردم . یکم خودمو خاکی کردم رفتم دانشگاشون . نیم ساعت از وقت کلاسشون رفته بود . در زدم بدون سلام رفتم داخل رو صندلی نشست�
استاد o_0 گل پسر یاد نگرفتی میری جایی اجازه بگیر بعد وارد بشی ؟؟؟ بدون توجه به حرفاش دفتر و خودکار رو دراوردم شروع کردم به نوشتن .
استاد : آقااااا با شمام لطفا برید بیرون
منم پا شدم اعصبی رفتم دم در رو کردم به استاد . گفتم : من که از همه خوردم . تو هم روش ،خوب با خورد کردن من خودتو پیش دانشجو هات بزرگ کردی . صبح تا شب کار میکنم خرج خانوادم رو بدم .از سر کار اومدم سر کلاست عمه پیرم که خرج خانوادش رو با خیاطی میداد دستش رفت تو چرخ گوشت و حالا دارم خرج زن تازه بیوه شده که دو هفته بیشتر نیست شوهرش مرده و سه تا بچش رو هم میدم (عمه اگر این پستو میخونی من کامران نیستم اصغرم ^_^)
الهام :0_o
من : باشه استاد من میرم حذف میکنم امیدوارم پیش دانشجوهات خوب بزرگ شده باشی
استاد : صبر کن . برو بشین سعی کن هر وقت تونستی بیا سر کلاس
من : با ناراحتی . هعیییی چشم استاد . رفتم کنار الهام نشستم
الهام : 0_o
من : خخخخخ خانمی اینجوری نگام نکن که دو ماه ظرفا دستاتو میبوسن
الهام : آره جون عمه ناتوان و پیرت^_^
اجازه گرفت دو دقیقه رفت بیرون و اومد
پنج دقیقه بعد یه دختر خوجگل مجگل اومد تو کلاس رو کرد به من گف : وای کامران داداش تو اینجا چکار میکنی ؟ مگه نگفتم دو دقیقه بیرون وایسا تا بیام بریم باز اومدی سر کلاسا داری مخ استادارو میزنی مسخرشون میکنی ؟؟؟
استاد o_0
من : استاد دروغ میگه جان عمم
دختره : اگر دروغ میگم : شماره دانشجویتو بگو بیبینم اصلا مال این دانشگاهی
من : خخخخ خانم وقت کلاسو نگیر اشتباه گرفتی
استاد : شماره دانشجویتو بگو بیبینم
من: استاد دروغ میگه اصلا اگر خواهرمی یه ماچی بده ^_^
دختره : چشم داداش دیونم . اومد طرفم دیدم داره ناموسی میشه
منم فرار کردم خخخخ ؟؟
الهام : آقا کامران ن ن ن ن
من : بله
الهام :عزیزم دو ماه ضرفا دستتو میبوسن خخخخخ
لامصبا نقشم داشت خوب پیش میرفت حالا دو دو ماه ظرف شستن به کنار . دختره رو ماچ نکردم ^_^ خخخخ الهام شوخی کردم

k
k:E ‏ ۱۱ سال پیش
پیام

k : e @@@@@
سلامممممممممم . بچه خوجگل سایت اومد . اعتماد به نفسم تو حلق همتون . دزیره آبجی ناراحتت خورده ها ^_^ باشه از فردا میرم تو فاز خنده چرا میزنی ؟؟؟ دلت میاد عایا ؟؟؟
--------------------------------------
یه بهمنی شیطون سلامتی خودت ^_^
--------------------------------------
داداش علی گل ممنون به فکرمی لامصب یه تعریفایی ازم کردی هنوز باورم نمیشه منو میگی . والا_____________________
هیسسسسسس آبجی چشم حتما از فردا تو کار خاطره خنده دار
--------------------------------------
یکی مثل هیشکی واقعا ممنون شما لطف داری
--------------------------------------
داداش محمد این کارتون موز طلایی کو ؟؟؟مدیر سایت میگه خودشون خوردن . لامصب با احساسات من بازی نکنید
--------------------------------------
آبجی نازنین من اعتماد به نفسم کجا بود . فقط یکم خیلی خوش تیپ و جذابم
--------------------------------------
حامددددددددد بیا دو دقیقه جدی حرف بزنیم . تو چشمام نگاه کن . خخخخخخخ بابا پاشو ریشتو بزن هر چی میخوام باهات جدی باشم ریشتو میبینم خندم میگره ^_^
--------------------------------------
آبجی مینا و همه عزیزایی که به فکرم بودیت و اسمم رو تو پستاتون میاریت . شرمنده این همه لطف و محبتتون هستم . از فردا میرم تو کاره خاطره و جوک ولی همیشه میام و پستای قشنگتون رو میخونم . خدانگهدار همه

k
k:E ‏ ۱۱ سال پیش
جوک

کامران:الهام قربونت برم دوروبلات توسرم هرچی قضاداری واسه من همه زندگیم ...
من:کامران خدانکنه عشقم خودم قربونت برم این حرفاچیه؟
کامران:الهام راستشوبگومگه مریضی چیزی داری؟
من:نه قربونت برم سالم سالم�
کامران:اخی ی ی ی ش ش ش خیالم راحت شدپس تاصبح قربون بلات میرم نگرانم نباش اتفاقی نمیفته
یعنی سیاستت توحلقم بچه خوشگل موجگل سایت

k
k:E ‏ ۱۱ سال پیش
پیام

k : e @@@@@پست ویژه
وقتی حالم بد میشه . وقتی مشکلات اینقدر زیاد میشن که زیرشون دیگه نمیتونم تکون بخورم ، میرم قبرستون ، میرم سر قبر مادر بزرگم ، قبرستون رو خالی دوس دارم . سکوتش یه حال عجبی به آدم میده . برا همین شبا میرم . که هیشکی نباشه . بتونم یه دل سیر گریه کنم و خالی بشم . آدم خالی میشه. آروم میشه وقتی میبنه آخرش جاش اینجاس . وقتی میرم بی خیال دنیا میشم و دوس دارم به همه محبت کنم حتی کسایی که چشم دیدنم رو ندارن . دیشب که رفته بودم شنیدم صدای گریه میاد . رفتم طرفش . قبر دوستم بود . دو سال پیش خودکشی کرد . واسه یه دختر .نزدیک تر که رفتم دیدم باباشه . شنیده بودم هیشکی ندیده بود باباش بیاد سر قبرش و میگفتن قلب باباش از سنگه . چطور میتونه نیاد سر قبر بچش
بهش که نزدیک تر شدم داشت میگفت ، بابایی ، دلم واست تنگ شده . چرا این دو روز نیومدی به خوابم ؟ تو که میدونی بابایی بی تو دق میکنه . بابا همه بهم میگن سنگ دل ولی حرف مردم که برام مهم نیست . من دوس دارم شبا بیام یه دل سیر باهات حرف بزنم بابایی . راستی دیدی دختره چه بی مرام بود ؟ بعد چند ماه ازدواج کرد . الان یه پسر تپل و خوشگل داره . یه آه بلند کشید . و ادامه داد مثل بچگی های خودت . بابایی راستی مامانت که به خوابم نمیاد تو که امشب اومدی به خوابم بگو حالش چطوره (خانمش بعد این که پسرش خود کشی کرد چند ماه بیشتر زنده نبود . اینقد گریه کرد آخرش بیماری قلبی گرفت فوت کرد ) یاد خواهر مرحوم رفیقم افتادم .چقدر درسش خوب بود . چقدر دختر پاکی بود همه رو اسمش قسم میخوردن . بعد این که داداش و مادرش مردن افتاد با چند تا دختر پاکیشو از دست داد درسش خراب شد . وقتی به خودم اومدم ساعت 12 شب بود من داشتم تو خیابونای شهر قد میزدم . راستی چرا ؟ یه دختر که عشقش رو بعد سه چهار ماه فراموش کرد به مردن مادرش میرزید ؟ به نابود شدن خواهرش میرزید ؟ به پیر شدن پدرش میرزید ؟چرا عشق پدر مادر و خداهرش رو ندید و دوست دارمای دروغ یه دختر رو دید ؟
لایکشم : یکم چشماتو باز کن

k
k:E ‏ ۱۱ سال پیش
پیام

ﻏﻤﮕﯿﻨﻢ
.
.
ﻣﺜﻞ ﭘﺴﺮﯼ ﮐﻪ ﻋﺸﻘﺸﻮ ﺗﻮ ﺧﯿﺎﺑﻮﻥ ﺑﺎ ۱ ﻧﻔﺮ ﺩﯾﮕﻪ ﺩﯾﺪ، ﺍﺱ ﺩﺍﺩ ﮔﻔﺖ ﮐﺠﺎﯾﯽ ﺟﻮﺍﺏ ﺍﻭﻣﺪ " ﺗﻮ ﻗﻠﺒــت" !!!
ﻣﺜﻞ ﺯﻧﯽ ﮐﻪ ﺑﻌﺪ ۹ ﻣـﺎﻩ ﺍﻧﺘﻈﺎﺭ، ﻣﯿﺸﻨﻮﻩ ﺑﭽﺶ ﻣﺮﺩﻩ ﺑﻪ ﺩﻧﯿﺎ ﺍﻭﻣــﺪﻩ !!!
ﻣﺜﻞ ﻋـﺮﻭﺳﯽ ﮐﻪ ﺩﺍﻣﺎﺩﺵ ﺗﻮ ﺭﺍﻩ ﺁﺭﺍﯾﺸﮕـﺎﻩ، ﺗﺼﺎﺩﻑ ﮐـﺮﺩ ﻭ ﺭﻓت !!!
ﻣﺜﻞ ﻣـﺎﺩﺭﯼ ﮐـﻪ ﺗﮏ ﭘﺴﺮﺵ ﻫـﯿﭽﻮﻗﺖ ﺍﺯ ﺳﺮﺑﺎﺯﯼ ﺑﺮﻧگشت !!!
ﻣﺜﻞ ﺯﻧـﯽ ﮐـﻪ ﻣﯿﻔﻬﻤــﻪ ﻫﯿﭽـﻮﻗﺖ ﻣـﺎﺩﺭ ﻧﻤﯿﺸــﻪ !!!
ﻣﺜـﻞ ﺑﭽــﻪ ﺍﯼ ﮐـﻪ ﺗﻮ ﺧﯿﺎﺑﻮﻥ ﺷﻠﻮﻍ ﮔﻢ ﻣﯿﺸﻪ!!
ﻣﺜﻞ ﭘﺪﺭﯼ ﮐﻪ " ﭘﻮﻝ " ﻧﺪﺍﺭﻩ ﻭﺍﺳﻪ ﺗﮏ ﺩﺧﺘﺮﺵ ﻋﺮﻭﺳﮏ ﺑﺨـﺮﻩ !!!
ﻣﺜﻞ ﮐﺴﯽ ﮐـﻪ ﺗﻮ ﺭﺍﺑﻄﻪ ﻫﻤﻪ ﭼﯽ ﺍﺯ ﺩﺳﺖ ﺩﺍﺩُ ﻃﺮﻓﺶ ﻓﻘﻂ " ﺩﺳﺖ " ﺩﺍﺩ !!!
ﻣﺜﻞ ﭘﯿﺮﺯﻧﯽ ﮐﻪ ﺍﺯ ﺑﭽﺶ ﺧﺎﻧﻪ ﺳﺎﻟﻤﻨﺪﺍﻧﻮ ﻫﺪﯾﻪ ﮔﺮﻓﺖ !!!
ﻣﺜﻞ ﭘﺴﺮﯼ ﮐﻪ ﺍﺭﺯﺷﺶ ﮐﻤﺘﺮ ﺍﺯ ﮐﺎﺭﺕ ﺷﺎﺭﮊ ﺑﻮﺩ ﻭﺍﺳﻪ ﻋﺸﻘﺶ !!!
ﻏﻤﮕﯿﻨﻢ ...
ﻫﻤﺎﻧﻨﺪ ﺩﻟﻘﮑﯽ ﮐﻪ ﺭﻭﯼ ﺻﺤﻨﻪ ﭼﺸﻤﺶ ﺑﻪ ﻋﺸﻘﺶ ﺍﻓﺘﺎﺩ ﮐﻪ ﺑﺎﻣﻌﺸﻮقش ﺑﻪ ﺍﻭ ﻣﯿﺨﻨﺪﯾﺪﻧﺪ ...!! ﻏﻤﮕــﯿﻨـــــــــــــــــــــــﻢ ﻣﺜﻞ ﺣﺎﻝ ﺍﻻﻥ ﺧــﻮﺩﻡ . . .

k
k:E ‏ ۱۱ سال پیش
پیام

k:e @@@@@
سلام به همه . پاشید پاشید احترام بزارید که خوجگل مجگل سایت اومد ^_^
خواهرای گلم چاقویی چیزی دستتونه بزارید زمین منو دیدیت دستتون رو نبرید حال خون و خون ریزی ندارم ^_^ حامدددد پاشو بچه احترام بزار . لامصب اینقدر تو سایت راحته با زیر شرواری و دمپایی اومده . این تخمه ها چیه ریختی جم نکردی ؟؟ جای این کارا پاشو ریشتو بزن بچه دو ساله ببینت خودشو خراب میکنه . داداش به این خوش تیپی داری بعد تو باید اینجوری باشی . مشقولل زمبم اگر دروغ بگم دیروز چهار پنج تا دختر گرفتنم گفتن تو کامران تو سایت فورجوک نیستی گفتم شما از کجا فهمیدیت برگشتن گفتن : فقط کامران میتونه اینقدر خوش تیپ و جذاب و تو دل برو باشه^_^
--------------------------------------------------------
آبجی غزل شما لطف دارید واقعا ممنون که واسه خوشبختیمون دعا کردیت
--^_^----------^_^--------^_^-----------^_^-------
محمد داداش دمت گرم ممنون برا تبریک تولدت په کادوت کو ؟؟؟
-----o_0-------0_o-------o_0---------0_o-----
آبجی فاطیما ممنون که به خاطر من زدیت زیر قولی که به خودتون دادیت . ناموسا از این حرفا نزنیت من خودم همینجوری اعتماد به سقفم جنبه تعریف ندارم . والاااا
----^_^-------^_^------^_^------^_^-------^_^---
آبجی دریا ، دخمل خوب . همیشه بخند . فاطمه مشهد . آرشیدا و همه عزیزایی که اسممون رو تو پستاشون آوردن و برامون دعا کردن . از ته قلب کوچک و مهربانم ازتون متشکرم ^_^
وقتی شما برامون دعا میکنید و اسممون رو تو پستاتون میارید من هرچقدر ازتون تشکر کنم کمه واقعا شرمندتونم نمیتونم کامل و دونه دونه ازتون تشکر کنم . خخخخخخ جملات سنگینی گفتم یکی بیاد زیربغل منو بگیر بلند شم
--------^_^-----^_^-------^_^------^_^----^_^---
راستی یکی از بچه ها گفته بود غلط املایی داشتم . به خدا من وقتی خاطره خنده داری برام پیش بیاد حد اقل چهار پنج بار پاکش میکنم و دوباره مینویسمش یکم جذاب تر بشه ولی پستای تنهایی اینقدر اعصابم ازتون خورده فقط میدونم حرفای دلموتند تند مینویسم و آخرش ارسال میکنم و اصلا نممیخونمش که چی نوشتم چطور نوشتم ^_^
در آخر هم کلیپس سارا تو حلق همتون مخصوصا حامد ^_^

k
k:E ‏ ۱۱ سال پیش
جوک

k : e @@@@@
امرو با مامانم و مخاطب فوق العاده خاصم و زن داداشم نشسته بودیم زن داداشم : کامران یه جوکی بگو بخندیم
من :باوشه میگن چهار تا دختر امتحان رانندگی داشتن دختر اولی داشت میروند افسر بش گفت : خانم شما رد شدی
دختره گفت : چرا ؟؟؟
افسر گفت : خانم شما از لاین خارج شدی
دختره برگشت گفت : خو تو لاین پسرا درخواست دوستی میدادن همش حرفای بیتربیتی بود قول میدم دوباره نصبش کنم ((((-: سه تا دختر پست سری هم گوشیاشون رو دراورده بودن تند تند داشتن لاین رو نصب میکردن (-: خخخخخ هار هار هار
الهام و زن داداشم : o_0 o_0
من : چرا نمیخندیت خو ؟؟؟
زن داداشم : برنامه لاین چه ربطی به امتحان رانندگی داره خوب دلش خواست از تو لاین خارج بشه
مامانم : تازه وقتی افسر شنید که دختر پاکه و برا حرفای بد تو لاین ازش اومده بیرون باید قبولش میکرد
الهام : حتما افسر تو لاین چند بار برا دختره درخواست دوستی فرستاده دختره هم از لاین خارج شده افسر هم اینجوری جبران کرده .
فقط میتونم سکوت کنم ^_^

k
k:E ‏ ۱۱ سال پیش
پیام

k : e @@@@@
آهی شمایی که شکست عشقی خوردی افتادی گوشه اتاق و زندگی واست تموم شده و کارت شده گریه . غمت خیلی بزرگه ؟؟؟؟
میدونی الان هستن بچه هایی که هم پدرش معتاد هم مادرش ؟؟؟ میدونی هستن کسایی که الان تو زمانی که اوج نیازشون به محبت پدر مادره . پدر مادرشون دارن از هم جدا میشن .
میدونی الان تو این سرما هستن کسایی که برا نداشتن کرایه خونه دارن از تو خونه میندازنشون بیرون ؟؟؟ میدونی الان هستن کسایی که مادرش مریض داره جلوش میمیره .پول نداره عملش کنه ؟؟؟
میدونی هستن کسایی که پدرش آفتاده کوشه اتاق مادرشون خونه مردم کلفتی میکنه خرجشون رو به زور بده؟؟؟
و خیلی چیزای دیگه که قوانین سایت نمیزاره بگم از کلت دود بلند بشه . بشین گوشه اتاق اینقد گریه کن تا سرت مثل موهات سفید بشه . تو بشین زندگی رو به خودت و خانوادت حروم کن تا . اونم برا خودش رفته دنبال عشق و حالش . بعضی وقت هم به تو فکر میکنه و به سادگیت میخنده
لایشم : هه...

k
k:E ‏ ۱۱ سال پیش
جوک

k : e @@@@@
امشب رفتم خونه مخاطب فوق العاده خاصم وای ننه موزززززز برام آورد
من : الهام به نظرت تقدیر یعنی چی ؟
الهام : خوب یعنی سرنوشت
من : بهش اعتقاد داری ؟
الهام : خوب تا حدودی . مثلا وقتی آدم تمام تلاشش رو کنه و کاری انجام نشه حتما تقدیر بوده ولی نمیشه هیچ کاری نکرد و بگی تقدیر بود . وای ی ی ی ی کمرم
من : چی شد ؟
الهام : جملات سنگینی بود کمرم درد گرفت خخخخخخ ^_^
من : o_0
آفرین خوب من اگر بخوام کاری بکنم . همه تلاشمو کنم ولی نشه باید چکار کنم ؟
الهام :خوب نباید خودتو ناراحت کنی حتما تقدیر بوده
من : اگر خیلی برام مهم باشه چی
الهام : خوب کامران تو همه تلاشتو کردی حتما یه چیز بهتر در انتظارته
من : وای خیلی آرم شدم . واقعا افتخار میکنم همچین زن فهمیده ای دارم
الهام : ^_^ حالا چی شده عزیزم ؟
من :حالا بزار یه موزی بخورم جون بگیرم واست توضیح میدم ^_^
الهام : کامران بگووووووو
من :باشه باو .اون مانتو بود صبح دیدیم دونه آخرش بود من پول نداشتم قرار شد بعد از ظهر برات بخرمش ؟
الهام : خوب 0_o
من : بعد از ظهر رفتم گفت : فروختمش (-:
الهام : کامران راس میگی ؟
من : بره )-:
الهام مامان ن ن ن ن ن اون چاقورو بیاررررررر
من : دی : یا پیغمبر 0_o الهام شاید تقدیر بود
الهام : مامان ن ن ن ن ن چاقورو بیار ر ر ر ر ر ر
من: الهام شاید یه مانتو قشنگ تر در انتظارت باشه
الهام : کامران چرت و پرت نگو مامان اون چاقو رو بده سرشو ببورم بزارم تو دستش
من : غلط کردم غلط کردم . الفرارررررررررررررررر . لامصب یادم رفت موزم رو بردارم^_^