بانک مرکزی اروپا برای توریست ها اسکناس های 0 یورویی منتشر کرد
اسکناس 2/5 یورو فروخته خواهد شد
ارزش درشتترین اسکناس ما از صفر یورویی کمتره :))))
@mahdi_lovelorn · ۲۵۰ امتیاز
★★★★★ ۴ از ۵ (۸۲ رأی)
بانک مرکزی اروپا برای توریست ها اسکناس های 0 یورویی منتشر کرد
اسکناس 2/5 یورو فروخته خواهد شد
ارزش درشتترین اسکناس ما از صفر یورویی کمتره :))))
بابا شما مینالید از اینکه دلار گرون شده، داداشم میگه رفته ده تومنی نو بگیره واسه عید قیمتش ده و صد بوده.
ارزش پولمون نسبت به خودشم اومده پایین:))
اگه صبح بیدار میشید و جای فحش به زندگی ، خورشید بهتون لبخند میزنه و پرنده ها براتون آواز میخونن تک خوری نکنید، مارو با ساقیتون آشنا کنید:))))
از الان بگم سگ تو روح کسی که صبح میاد عید دیدنی
(تورو خدا اینو دست به دست کنید بره تو گروه های خانوادگی همه ببینن)
خونه تکونی مزخرف ترین کار ممکنه اگه خودت خونه تکونی بکنی که از خستگی جر خوردی، یکی نفر دیگه هم خونه تکونی کنه که وسایل مخفیتو پیدا میکنه باز جر خوردی
امروز شنیدم یه پیرمرد حدوداً ۸۰ ساله وسط دعوای لفظی به یه پیرمرد حدود ۶۰ ساله گفت برو بچه.
میخوام بگم تو هر سنی باشی باز برای یه عده بچهای هنوز
خواجه نصیرالدین طوسی وشیخ بهائی وقتی فهمیدن چارنفر قراره باپول باباشون مدرک بگیرن وبنز سوارشن بهشون بگن مهندس،
هرشب میرفتن پیش زکریای رازی میگفتن حاجی این کشف جدیدتو بیار تست کنی�
برام پیام ناشناس اومده:
"سلام مریـم هستم،اگر برای خانه پدرت نان بگیری،امشب را با تو خواهم بود"
یکی بیاد به بابام بگه زشته این کاراش :)))
یه اپلیکیشن ایرانی دانلود کردم موقع نصب دسترسی هاش اینا بود...تماس ها، فایل های شخصی، دوربین، پیام ها، یخچال خونتون، دسته چک بابات، آجیل شب عیدتون غیر نخودچی هاش، ته دیگ ماکارونی هاتون، اون دختر عمه بزرگت سارا که تازه درسش تموم شده...
اجازه نصب بدم؟
دستم خورد آینه شکست به بابام گفتم از قضا آینه ی چینی شکست خوب شد اسباب خودبینی شکست
گفت شاعرا جون نکندن شعر بگن که تو هروقت یه گندی میزنی شعراشونو بگی
شاعر میگه
" دیوانه تر از من که دلم را به تو داد�
هرجا شده پیدا بکنی جایزه داری"
داره میگه من خیلی اسکل بودم که عاشق تو شدم وگرنه تو همچین ع*ن خاصی هم نیستی^_^
اگه من سازنده بازی نهنگ ابی بودم به جای این خودکشی اخر کارش میگفتم یه تومن کارت به کارت کنن والا یارو خله خودشو میکشه بعد نمیخواست یه تومن پول بده هم درامدزایی داشت هم من به یه نون و نوایی میرسیدم والا خیلیم شیک و مجلسی^_^
چقدسخته عاشق بشی به عشقت نرسی....
چقد سخته لیسانس بگیری کارگری کنی...
چقد سخته تو اوج جوونی پیر شی...
.
.
.
.
.
.
.
.
.
ولی سخت تر از اینا مرحله ی آخرکالاف شیشه اصلا" نمیشه ردش کرد لامصبووووووو
بد میگم بگو بد میگی^_^
یکی از فانتزیا و آرزوهای قلبیم اینه که وقتی آقامون امام زمان(عج) ظهور میکنه منم زنده باشم و ببینمشون و اگه بشه و لایق باشم جزء سربازاشون باشم خدایا ینی میشه.
تعجیل ظهور اقا امام زمان (عج) صلوات
هر لایک=یک صلوات
یه بارم تو دوران دبیرستان سال سوم بودم یادش بخیر امتحان زمین (یکی از درسای بیخود رشته تجربی) داشتیم که معلم تقلب یکیرو گرفت نگو این رفیق ما داشته کتاب زمینو میداده به اون یکی رفیقم معلمه پرسیده چیکار میکنی اونم گفته کتاب خواست منم دادم فک کنم معلممون تا اون موقع اونطوری قانع نشده بود ^_^
یه بارم هوس غذای چینی کردم قورمه سبزیرو ریختم تو دو تا پیاله با ته قاشق (به علت کمبود امکانات در زمان هوس کردن غذای چینی) خوردم و اونجا بود که متوجه شدم ما و چینی ها چقدر ملل نزدیکی بهم هستیم حداقل غذاهامون که یه طعمو میده ^_^
(این خاطره رو بابام تعریف میکرد)
بابام میگفت قبلنا یکی از دوستاش موتور داشته نشسته بوده رو صندلی کناره خیابون موتورشم اونجا پارک کرده بوده که سوییچم روش بوده حالا یه نفر داشته از اونجا رد میشده که مکالمه شون:
یارو: اقا موتورتو میدزدنا
دوست بابام: نه بابا چجوری میخان بدزدن خودم اینجا نشستم مواضب�
یارو: ببین اقا اول میان اینجوری میشینن رو موتور (نشسته رو موتور) بعد سوییچو میچرخونن (سوییچو چرخونده) بعد میذزدنش (دزدیدتش) !!
خیلیم شیک و مجلسی ^_^
یه روز تو مدرسه داداشمینا معلمشون داشته درباره ی زلزله صحبت میکرده خلاصه معلمه رفته تو چارچوب در ضربدری وایساده گفته اگه زلزله اومد اینجا امنه بعد چند دقیقه واقعنی زلزله میاد و معلمه ام میره تو چهارچوب وای میسه که یکی از همکلاسیای داداشم که هیکلی بوده یدونه آبلوچاکی به معلمه میزنه معلمه بدبخت میچسبه به دیوار خو چیه میخواستن در برن نمونن زیر آوار معلمه سدراه بوده دیگه نبوده^_^
اون چیه که وقتی بهش فک میکنی یاد اشکهایی که به خاطرش ریختی میوفتی....
.
.
.
.
.
.
.
.
آفرین که درست حدس نزدی
پیازه^_^
چیه قرار نیست که همیشه عاشقانه باشه^_^
امروز با یه دختره تو تاکسی تنها نشسته بودم راننده هم بیرون منتظر مسافر بود...
ییهو گفتم: ای خداااااا کِی میشیم دوتا؟
دختره یه نیگا بهم کرد.
دوباره گفتم : بعد بشیم ۳تا!!
دختره گفت : انگار حالت خوش نیستا!!
گفتم:خانوم چرا عصبانی میشی؟بعد بشیم ۴تا این تاکسی راه بیفته؟ مردیم از انتظار!
ملت منحرف شدنا والا !!!^_^