n

nahal

@nahale · ۹۰ امتیاز

★★★★☆ ۳ از ۵ (۱۶۸ رأی)

n
nahal_khasteh ۱۲ سال پیش
پیام

عکسِ زیبایت را، گذاشته ام روبریِ چشمان ام؛؛؛
از پشتِ آن قابِ عینک ضخیمِ شیشه ای؛؛؛
با دستان آویخته در هم…؛؛؛
زل زده ای به من؛؛؛
با آن نگاهِ آرامُ عمیق؛؛؛
من !، کلماتم ازتو؛؛؛
بویِ پرستش می گیرد؛؛؛
بی آنکه رنگِ تردید بردارد..؛؛
اینجا !
پس از سالها؛؛؛
معنیِ متفاوتی از تو را زمزمه می کنم…؛؛؛
و نام شیرین ات را؛؛؛
آهسته و آرام…؛؛؛

n
nahal_khasteh ۱۲ سال پیش
پیام

افسانه نرگس؛؛؛
نرگس هر روز بر روی آبگیر خم می شد تا زیبایی خود را در آن تماشا کند؛؛؛
روزی به قدری شیفته خود شده بود که در آب افتاد و غرق شد؛؛؛
به جای او گلی رویید که نرگس نامیده شد؛؛؛
وقتی نرگس مرد ،پریان جنگل به سراغ آبگیر رفتند و دریافتند که آب شیرین و گوارای آن از اشک شور شده؛؛؛
پریان از آبگیر پرسیدند:
-چرا گریه می کردی؟
پاسخ دا:
- برای نرگس؛؛
گفتند:آه،هیچ جای شگفتی نیست که تو در عزای نرگس گریه کنی،هر چند ما در جنگل هستیم و همیشه سایه به سایه اش راه می رفتیم ،تنها تو بودی که می توانستی از نزدیک به زیبایی او چشم بدوزی؛؛
آبگیر پرسید:
-مگر نرگس زیبا بود؟
پریان با تعجب پرسیدند :
چه کسی بهتر از تو این را می داند؟
وانگهی نرگس هر روز زیبایی خود را در آب های تو تماشا می کرد؛؛
آبگیر لحظه ای در سکوت شد،عاقبت گفت:
-هرگز به زیبایی نرگس پی نبرده بود�
من به این خاطر برای نرگس گریه می کنم که هر گاه او بر روی من خم میشد ،من زیبایی خود را در اعماق چشمانش تماشا می کردم...

n
nahal_khasteh ۱۲ سال پیش
پیام

رفتن راحت است ؛؛؛
فقط باید چند قدم برداشت و دور شد؛؛؛
ولی برای فراموش کردن ...؛؛؛
باید چند قرن بگذرد؛؛؛
و باز هم ممکن است؛؛؛
یک عطر؛؛؛
یک نگاه؛؛؛
یک تشابه اسمی؛؛؛
یک...
یک...
تمام خاطرات را زنده کند؛؛؛
لایک :لعنت به این یک ها...
خدایا تمومش کن من رسیدم به آخر خط...
التماست می کنم تمومش کن...

n
nahal_khasteh ۱۲ سال پیش
پیام

اگر مانده بودی... ؛؛؛
تو را تا به عرش خدا؛؛؛
می رساندم؛؛؛
اگر مانده بودی ؛؛؛
تو را تا دل قصه ها ؛؛؛
می کشاندم؛؛؛
به شب های غربت؛؛؛
که تنها نبودم؛؛؛
اگر مانده بودی؛؛؛
ز تو می نوشتم؛؛؛
تو را می سرودم ؛؛؛
لایک :مانده بودی اگر نازنینم...!!!