باران که بند می آید
تازه "خاطره" شروع می کند
به
"چکه" کردن...
@maramin · ۷۵ امتیاز
★★★★★ ۵ از ۵ (۱ رأی)
باران که بند می آید
تازه "خاطره" شروع می کند
به
"چکه" کردن...
مرا ببخش!
سرهممینویسمزودتربهدستتبرسد!
باد فاصله ها را...
طولانی می کند.
ازدواج مثل قمار کردن نیس
.
.
.
.
چون تو قمار همیشه یه طرف برنده میشه ....
<p>
خدا رو نمی دونم...
آدم های بزرگ هیچ وقت خودشونو بزرگ تر و بالاتر از بقیه نمی دونن
اگه بزرگ بشیم باید طبیعتا آدمای بیشتری توی دنیای بزرگمون جا بشن
ولی اگه خودمونو بزرگ ببینیم طبیعیه که نمیتونیم کوچیکا رو تو دنیامون جا بدیم یا تو دنیای آدم کوچولوها جایی داشته باشیم...!</p>
ینی من حیرون این خونواده هایی ام که هیچکودومشون روزه نمیگیرن
ولی همدیگه رو افطاری دعوت میکنن و دور هم میشینن سر سفره افطار
جالب تر اینکه رعایت هم میکنن که اول اذون بگه بعد بخورن.
هر عادتی در ابتدا مانند یک نخ نازک است . اما هربار که یک عمل را تکرار می کنیم ما این نخ را ضخیم تر می کنیم و با تکرار عمل نهایتا این نخ تبدیل به طناب و بلندی می شود که برای همیشه به دور فکر و عمل ما می پیچد
در ستاره بارانِ میلادت میان احساس من تا حضور تو حُبابی است از جنس هیچ . . .
از دستان من تا لمس نگاه تو آسمانی است به بلندای عشق . . .
جشن میلادت را به پرواز می روم . . .
دراین خانگی ترین آسمانِ بی انتها . . .
آسمانی که نه برای من ، نه برای تو ، که تنها برای ” ما ” آبی ست . .
بیا و اندکی بمان،
به قدر خواندن
شاهنامه ای....!!!
پیشاپیش، پساپیش و کلا از مراقبین محترمی که با پاشنه بلند در سالن راه می روند سپاسگزارم. خدایی اگه کفش بی صدا بپوشن از کجا بفهمیم دارن میان سمتمون.
دوست عزیزی که از این قضیه ناراحت بودی برو خدا رو شکر کن داداش
دیروز سر جلسه امتحان یه سوالی اومده بود که دقیقا می دونستم کجای جزوست. منم که با پررویی جزوه برده بودم سر امتحان.
هیچی دیگه دوتا برگه بزرگ جزوه رو از لا جزوه کشیدم بیرون و کامل نوشتم. بعد هم تاش کردم گذاشتم تو جامدادیم.
برگم رو که می خواستم بدم مراقبه گفت خدایی کاری کردی هم رو می خواست هم جرات که خدا رو شکر تو هر دو رو داری.
هیچی دیگه به خاطر محاسنی که داشتم مردونگی کرد و صداش در نیاورد.
مدیونشم به مولا
دیگه حالم از آهنگایی که بهم می گفتی این آهنگ واسه تو :(
(یادته)
یهم می خوره.
اینقدر که این آهنگا رو گوش دادم و با هر کلمش اشک ریختم...
امروز از صبح حالم خیلی خوب بود. بعد با خودم یکم فکر کردم چرا اینقدر خوشحالم...
فکر می کنید به چه نتیجه ای رسیدم؟؟؟؟
یادم اومد صبح دیدم دو تا اس ام اس دیروزم تو 4jok تایید شده
به غرعان جدی میگم :)))))))))))))
چقدر دوستت داشتم... حس اون روزام چیزیه که هیچوقت یادم نمی ره...
عشق اون روزام بزرگترین خاطره ای که از اون روزا به یادم موند...
دیگه حتی یادم نمیاد چه شکلی بودی
آخه بچه ها بین خودمون باشه چند روز پیش عکساش رو هم پاک کردم واسه همیشه...
می خوام یه چیزی رو اعتراف کنم.
اون موقع که عکسات پاک کردم هنوز هم ته دلم یه امیدی بود به خدا راست می گم. به خودم گفتم هر وقت دلم تنگ شد تو recycle bin هنوز هم هست :(
من هنوز از برگشتنت نا امید نشدم عزیزم
خیلی ها دلم رو شکستن ولی تو با همه فرق داری
آخه یه ضرب المثلی هست که میگه: کار را که کرد ، آن که تمام کرد !
گــــاهــــی
دلم بــرای زمـــانی
کــه نمی شناختمت تنـــگ می شود...
گراهام بل عزيز!
تلفني كه زنگ نمي خورد كه نيازي به اختراع نداشت!!
چسب قلب اختراع مي كردي
مي چسبانديم روي اين ترك هاي قلب صاحب مرده مان و غصه ي زنگ نخوردن تلفني كه اختراعش نكرده اي نمي خورديم!!
ساده بگويم گراهام بل عزيز!
حال اين روزهاي مرا تو هم مقصري...
یکی از فانتزیام اینه که به 4جک پیشنهاد بدم یه قسمتی به اسم خاطرات غمگین باز کنه و فرداش ببینم تو صفحه اول ازم بابت پیشنهادم تشکر شده و بهم جایزه هم می خوان بدن
یعنی می شه واسه کسی اینقدر حرفم مهم باشه عایا؟؟؟؟؟
خوب فانتزیه دیگه!!
نخندین بهم :(
سلام مخاطب خاص
دلم برات تنگ شده. الان 17 روزه که دیگه واسه من مردی. کاش هیچوقت اون اتفاق پیش نیومده بود. کاش می شد زمان رو به عقب برگردوند. هنوز هم دوست دارم
مخاطب خاص:
اردیبهشت رو هر دو دوست داشتیم یادته؟
هم من تو این ماه به دنیا اومدم هم تو!!! واسم قشنگترین ماه دنیاست
قرار بود امسال واسه تولدم سنگ تموم بذاری یادته؟
پس چی شد؟ چرا روز تولدم امسال اینقدر گریه کردم؟ پس کجا بودی؟