وقتی حس میکنم جایی در این کرِه ی خاکی تو نفس می کشی و من از همان نفس هایت، نفس میکشم . . .
تو باش !
هوایت ! بویت ! برای زِنده ماندنم کافی است ...
@MoTeZaaD · ۱۰۵۸ امتیاز
★★★★☆ ۳ از ۵ (۱۳۳۸ رأی)
وقتی حس میکنم جایی در این کرِه ی خاکی تو نفس می کشی و من از همان نفس هایت، نفس میکشم . . .
تو باش !
هوایت ! بویت ! برای زِنده ماندنم کافی است ...
نـبودنـت را بــاور کــرده اسـت قـلب تنـهایـم …
امــا گـونـه هـایـم رد نـبودنــت را حـس مـیـکند …
بــازگـــــــــــــــرد…
تعداد آدمهای بیاستعداد خیلی کمه
اما تعداد آدمهایی که نمیدونن چه استعدادی دارن خیلی زیاده
توی اول دبیرستان دوست احمقم ترک تحصیل کرد
ولی ما به سلامتی دانشجو شدیم…
خدارو شکر الان ایشان ماشین هیوندا جنسیس داره
بنده هم یک دستگاه ماشین حساب دارم!!
شما سر شهرام شبپره رو بگیرمحکم نذار تکون بخوره
اگه تونست حرف بزنه !
شارژ ایرانســــــل میگیرم باهاتـــــون تو بـــــارون قدم میــــزنم!!!
وقتی سکوت خدا را در برابر راز و نیازت دیدی، نگو خدا با من قهر است! او به تمام کائنات فرمان سکوت داده تا حرف تو رابشنوند، پس حرف دلت را محکم و خالصانه بگو...
يادم مي آيد گفته بودي ساده و کوتاه نويسي را دوست داري تقديم به تو ساده و کوتاه ,تنها همين 2 کلمه :
برگـــــــرد ......دلتنــــــــگم
به کلمه "family" در انگليسي دقت کردين ؟
.
.
.
family = father and mother I loveyou
حلالم کن دارم میرم، چقدر این لحظه دلگیره/ گناهی گردن ما نیست اما، همش تقصیر تقدیره
نگام کن لحظه ی رفتن، چه تلخه این هم آغوشی/ چه وحشتناکه دل کندن، چقدر سخته فراموشی
خداوندا ....تمام حرف دلم این است من عشق رابه نام توآغازکرده ام...درهرکجای عشق که هستی آغازکن مرا
دلم كسي را ميخواهد كه نابينا باشد خط بريل بداند...
فصل به فصل تنم را بخواند بازي هاي ادبي ام را كشف كند...
دستش را بگيرم بازو به بازو دنيا را برايش تعريف كنم چشمش شوم و تمام زشتي هاي جهان را برايش از قلم بياندازم...
اسمش تقصیر است حالا تو هی خودت را ارام کن بگو تقدیر..
نــیسـ ـتے ...!!!
دُرُســـتـــ زَمـ ـ ـانے کهـ بــایـ ـد بــاشے ...!!!
صبرت که تمام شد نرو...
معرفت تازه از آن لحظه آغاز ميشود..
<p>
عادت می کنم...
به داشتن چیزی و سپس نداشتنش
به بودن کسی و سپس به نبودنش
تنها عادت می کنم اما فراموش نه !</p>
مدتـــــهاســـــت،
دلـــــم شــــروعـــــی تــــازه میخـــــواهـــــد
تو بیـــــا ...
مـــــرا دوبــــــاره آغــــازکـــــن ...
مــی خـواهـم داستـانـی از علاقــه ام بـه تــو را بنـویسـ�
یـکی بـــود ، یـکی ...
بـی خیال........!!
خــلاصـه اش میشود اینــکـه :
دوستـت دارم ، لعـنتـی . . . !
مــــــن تــــــورو ذره ذره جــــــمع کـــرد�
حــــــق نـــــــــداري خــــــروار خــــــروار بـــــــــري
لعنتي !!
تـو چـه میفـَهمی از روزگـآرم.. از دلتـَنگی ا�
، گـآهی بـﮧ خـُدا الـتــمـآس میکُنــَ�
خوابــَت را ببینــَم، میفـَهمی
فقـط خوابـــَت را...