بيشتر اشتباهامون مال اينه که
وقتی باید فکر کنیم احساس می کنیم،
وقتی باید احساس کنیم فکر می کنیم........
@تابش · ۲۳۹ امتیاز
★★★★★ ۴ از ۵ (۱۶۱ رأی)
بيشتر اشتباهامون مال اينه که
وقتی باید فکر کنیم احساس می کنیم،
وقتی باید احساس کنیم فکر می کنیم........
یکی از بازی های محبوب تو كشورمون بازی با آبروی مردمه.....
گاهی باید یه نقطه بزاری باز شروع کنی. بخندی باز بجنگی باز بیفتی ومحکمتر پاشی. گاهی باید به همه تلخی ها یه لبخند خوشگل بزنی و بگی مرسی که یادم دادین جز خودم کسی به دادم نمیرسه.....
عِشق چیست ؟
جز آنکه زن همدمی برای مرد
و
مرد تکیه گاهی برای زن؟
یعنی فهم و اجرای این نیم خط آنقدر سخت است
که همه تنهایند …
نمی دانم چه کسی
دست اتفاق های خوب زندگی ام را گرفت
که دیگر نمی افتند....
اومدم كه پيشاپيش عيدو بهتون تبريك بگم نميدونم چرا دلم گرفت
دارم ميرم مشهد يادم ميمونه كه برا دل شكسته همتون دعا كنم
مامان بزرگم تعريف ميكنه قديما وقتي هوا سرد ميشد يه چيزاي آبكي از آسمون ميومد پايين ولي هرچي فكر ميكنه اسمش يادش نمياد يا خدا يعني چي ميتونه باشه.......
مورد داشتيم طرف تو اهواز تف كرده نيم متريس يه تيكه آجر خورده زمين...
دفتر خاطرات هيچ موجودي تو خونه تكوني نيفته دست مامانش صلوات بلند عنايت فرمائيد.....
كشيدم كه ميگما الكي نيس خانمان براندازه....
اگه افتادم ديگه شاديه روحش صلوات عنايت فرمائيد.....
دوست داشتن مانند باران است،
كم كم مي آيد و به درازا ميكشد
اما.........
امان از روزي كه سيلابي به پا كند.........
بچه ها من از الان داره به اوني كه مطلبش دو هفته صفحه اول جا خوش ميكنه حسوديم ميشه.......
نگين كه ذهن شما رو درگير نكرده كه باور نميكنم........
شب است و هوا منتظر باران است،
وقت خواب است و دلم پيش تو سرگردان است،
شب بخير اي نفست شرح پريشاني من،
ماه پيشاني من دلبر باراني من........
گل نرگس خبر از غروب آدينه كه داري
خبر از چشم به راهي گل ياس كه داري
جمعه هامان در پي هم مي روند
پس چرا خيال آمدن نداري.......
خدايا عزيزمان را به تو سپردي�
آنقدر محكم بغلش كن كه تمام دردهايش آرام گيرد
آرامشت مبارك
مولا جان از همان خيمه تو دستور اگر ميدادي
كه به اين سمت بيا، آب اطاعت ميكرد......
دوست عزيزي كه پرسيدي: كيا موقع حموم گوشيشونو تو پرت ترين جاي خونه قايم ميكنن؟
عزيزم من اين كارو نميكنم ريسكش بالاس تحت هر شرايطي گوشيمو با خودم ميبرم حموم........
كاش انسا ن هم مثل شمع فقط يك شب زندگي ميكرد
اما.....
در كنار پروانه اش........
زندگی انگار
تمام صبرش را بخشیده است به من !!
هر چه من صبوری میکنم او با بی صبری تمام
هول میزند
برای ضربه بعد ...!
کمی خستگی در کن ، لعنتی...
خیالت راحت!!..
خستگی من
به این زودی ها در نمی شود.....
دوره، دوره آدم هایی ست که همخواب هم می شوند
ولی هرگز خواب هم را نمی بینند .....
چه ميهمانان بى دردسرى هستند مردگان!
نه به دستى ظرفى را چرك مى كنند
نه به حرفى دلى را آلوده
تنها به شمعى قانعند
و اندكى سكوت.....