شكستن دل به شكستن دنده مي ماند...........
از بيرون همه چيز روبه راه است....اما......
هر نفس درد است كه ميكشي....
@آوات · ۵۰ امتیاز
★★★☆☆ ۳ از ۵ (۲ رأی)
شكستن دل به شكستن دنده مي ماند...........
از بيرون همه چيز روبه راه است....اما......
هر نفس درد است كه ميكشي....
يه سري از حرفها هستند كه امكان نداره بشه به گفتار تبديلشون كرد.........
اين حرفها معمولا به اشك تبديل ميشه................
گاهي دلم مي خواد بهت بگم : ..............
تو كه مي تونستي اين همه بد باشي............
غلط كردي اون اوايل اون همه خوب بودي..............
امشب دوباره دلم شور مي زند......!!!
مي ترسم صبح كه از خواب بيدار مي شوم از قاب عكس هم رفته باشي......
از تو كه بعيد نيست....!!!
من چشمهايم را بستم و تو قايم شدي و من هنوز روزها را مي شمارم.........
و تو پيدا نمي شوي.............!!!
يا من بازي را بلد نيستم....يا تو جر زدي.......؟؟!!!!!!
عمريست خودم را به خرييت زدم..........
دلم براي آن روي سگم تنگ شده.................!!!!!
از تمام دلتنگي ها.از اشك ها و شكايت ها كه بگذريم.........
بايد اعتراف كنم : مادرم كه مي خندد ...خوشبختم...
جا گذاشتي..........!!!!
رد خاطراتت را جا گذاشتي..........
مال ناراضي از گلوي ما پايين نميرود............
بيا برش دار و با خودت ببر............
حافظ هنوز هم اصرار دارد .......( خبر خوشي در راه است ).....
تو كجاي دنياي مني كه هر چه مي آيي نمي رسي ؟؟!!!!............
ضربه ي آخر را خدايم زد..............!!!
آن زمان كه تو براي رفتنت استخاره كردي و..........
.....خوب آمد.....
از قديم نديما گفتن: واسه كسي بمير كه واست تب كنه !!!!!
قديما چه پر توقع بودن !!!........
من واست مي ميرم.......حرفي نيست.......
اما خدا نكنه......تو.......تب كني....
چه لذتي بالاتر از اين كه (( اسمت )) قسم راست يك نفر باشد............
.......چه لذت هايي داري كه من ندارم.......
آهاي سرنوشت.........
اسكار حق توست..............
سالهاست كه مرا فيلم كرده اي............
در را هم...تق...پشت سرت بستي......
قربان دستت.........
يك لحظه در را باز كن....
من دلم را از لاي در بكشم بيرون......
كار سختي است دوست نداشتن تو.......
اين روزها...بايد براي خودم....
كار ديگري دست و پا كنم.