برای امیر طاها؛
داداشی من قبلنم برات پست گذاشتم همش پی گیر پستاتم الان که گفتی جواب نگین بت منفی بود خواستم بگم بخدا برات از خدا خواستم که اون بهترین جوابو که به صلاحت باشه بهت بده.من خودم 5سال پیش تودقیقا تو شرایط شبیه به نگین قرار گرفتم پسر عموم که نامزدم بود وقتی از عشق قبلش میگفت من اون عشقو تو چشاش دیدم ولی وقتی بهم گفت میخام فراموشش کنم و قول داد به هیچکی بجز من فک نمیگنه بش ج مثبت دادم میدونی چی شد؟
مدتی بعد از ازدواج متوجه خیانتاش شدم ولی وقتی داغون شدم که گفت هیچکس عشق اولش نمیشه.ولی وقتی پای بچه در میون بود دیگه نمیشد کاری کرد حتی کارمون به طلاق کشیده شد بعد از جدایی من که تا حالا معنی عشقو نفهمیده بودم با کسی اشنا شدم که کاش نمیشدم بخدا همش از خدا میخاستم یه راه جلو م بزاره اون اومد تو زندگیم خیلی خوب بود مث یه خواب که زود تموم شد اون مجرد بود موقعیتش عالی از هر نظر منو از ته دل میخاست وعاشقم بود ولی من دیگه بچه داشتم از طرفیم تحمل حرفای مردمو نداشتم از خودم روندمش وگفتم بره بخاطر خودش نمیخاستم درگیر من شه از شوهرم خواستم برگردیم سر زندگی اون گفته اگه برگرده با عشق قبلیش ار تباط داره و منم نباید اعتراض کنم.من بخاطر بچه م وحرف وسرزنش مردم مجبورم همه چی رو قبول کنم.
خدا نکنه زندگی شما یه ذره ام اینطوری بشه یا قصد تو هین ندارم فقط میگم جوونا تو رو خدا در مورد ازدواج خوب فک کنید وبعد تصمیم بگیر دیر ازدواج کردن بهتر از اینه که یه نفر دیگه م نابود شه.داداش طاها اول خودتو اروم کن واز دلبستگی هات وخاطراتت دور شو بزار یه مدت بگذره بعد بهتر میتونی تصمیم بگیری.
تو رو خدا خواهش میکنم بیشتر فکر کنید شاید اگه من اون روز احساسی تصمیم نمیگرفتم الان اینقد زجر نمیکشیدم از هر طرف موندم.