م

مهرشاد زاهدی

@دانش آموز · ۱۷۶ امتیاز

★★★★★ ۴ از ۵ (۴۷ رأی)

د
دانش آموز ۱۳ سال پیش
جوک

دیروز تو تاکسی پیشم یه پسره نشسته بود چون راه دور بود با هم حرف میزدیم . پرسید شغل بابات چیه ؟ با افتخار گفتم مهندس عمران . بعد پرسیدم بابای تو چی کارس؟؟؟؟ با اقتدار گفت انبار پسته(پصته-پثته-پسطه-پصطه-پثطه) داره
یعنی تا برسیم منتظر بودم از تو جیبش پسته در بیاره بهم تعارف کنه که نکرد.

د
دانش آموز ۱۳ سال پیش
پیام

نامدگان و رفتگان از دو كرانه زمان
سوی تو می‌دوند هان! ای تو همیشه در میان
در چمن تو می‌چرد آهوی دشت آسمان
گرد سر تو می‌پرد باز سپید كهكشان
هر چه به گرد خویشتن می‌نگرم در این چمن
آینه ضمیر من جز تو نمی‌دهد نشان
ای گل بوستان سرا از پس پرده‌ها درآ
بوی تو می‌كشد مرا وقت سحر به بوستان
ای كه نهان نشسته‌ای باغ درون هسته‌ای
هسته فرو شكسته‌ای كاین همه باغ شد روان
آه كه می‌زند برون از سر و سینه موج خون
من چه كنم كه از درون دست تو می‌كشد كمان
پیش وجودت از عدم، زنده و مرده را چه غم؟
كز نفس تو دم به دم می‌شنویم بوی جان
پیش تو جامه در برم نعره زند كه بر دَرم!
آمدنت كه بنگرم، گریه نمی‌دهد امان...
هوشنگ ابتهاج

د
دانش آموز ۱۳ سال پیش
پیام

اصل خشم و غضب از آتش است که زخم آن به دل می رسد و نسبت آتش با شیطان است، آنجا که گفت: «خَلَقْتَنی مِنْ نارٍ وَ خَلَقْتَهُ مِنْ طینٍ»(اعراف/ 12) و کار آتش حرکت و ناآرامی است، در حالی که کار گل و خاک سکون و آرامش است و هر کس خشم بر او غالب شود، نسبت و شباهت او با شیطان بیش از آدم است.
امام محمد غزالی