از مادرش قول گرفته بود بعداز شهادتش در قبری که خودش کنده بود دفنش کنند...
موقع دفنش همه دیدن در قبر فقط جسم بی سرش جا می شود!
قبر را به اندازه کنده بود!!!
@mrdoosti · ۶۲۶ امتیاز
★★☆☆☆ ۲ از ۵ (۱۱۰ رأی)
از مادرش قول گرفته بود بعداز شهادتش در قبری که خودش کنده بود دفنش کنند...
موقع دفنش همه دیدن در قبر فقط جسم بی سرش جا می شود!
قبر را به اندازه کنده بود!!!
از آیتــ الله بـهـجـتــ(قدس سره الشریف) پـرسیــدنـد :
ایـن سـیـد عـلـی بـرای رهـبـری جـوان نـیـسـت ؟
فرمـودنـد: یــکبـار گـفـتـیـم عـلــﮯ جــوان اسـتــــ ، کمـرمـان شـکـسـتـــــ . . .
غواص به فرمانده اش گفت:
اگر رمز را اعلام کردی و تو آب نپریدم، من رو هول بده تو آب!
فرمانده گفت اگه مطمئن نیستی میتونی برگردی.
غواص جواب داد نه، پای حرف امام ایستادم.
فقط می ترسم دلم گیر خواهر کوچولوم باشه.
آخه تو یه حادثه اقوامم رو از دست دادم و الآن هم خواهرم رو سپردم به همسایه ها تا تو عملیات شرکت کنم.
والفجر8 ،اروند رود وحشی ، فرمانده تا داد زد یا زهرا (س)،
غواص اولین نفری بود که تو آب پرید !
اولین نفری بود که به شهادت رسید!
زهرا رفت
ولی راه او ماندنی شد!
پیش مرگ ولی
ولی ندارد!
چه علی باشد
چه سید علی...
یه پسر بچه رو گرفتیم که ازش حرف بکشیم.
آوردنش سنگر من. خیلی کم سن و سال بود.
بهش گفتم: « مگه سن سربازی توی ایران هجده سال تمام نیست؟»
سرش را تکان داد. گفتم: « تو که هنوز هجده سالت نشده! »
بعد هم مسخره اش کردم و گفتم: « شاید به خاطر جنگ ، امام خمینی کارش به جایی رسیده که دست به دامن شما بچه ها شده و سن سربازی رو کم کرده؟ »
جوابش خیلی من رو اذیت کرد. با لحن فیلسوفانه ای گفت:
« سن سربازی پایین نیومده ، سن عاشقی پایین اومده.»
دانشجو بود و جوان، آمده بود خط.
داشتم موقعیت منطقه را برایش میگفتم که برگشت و گفت: «ببخشید، حمام کجاست؟»
گفتم: حمام را میخواهی چکار؟
گفت: میخواهم غسل شهادت کنم.
با لبخند گفتم: دیر اومدی زود هم میخوای بری. باشه! آن گوشه را میبینی آنجا حمام صحرایی است.
بعدش دوباره بیا اینجا. دقایقی بعد آمد. لباس تمیز بسیجی به تن داشت و یک چفیة خوشگل به گردن. چند قدم مانده بود که به من برسد یک گلوله توپ زیر پایش فرود آمد...
علّامه حلّی در دوران طفولیت نزد دایی خود محقق درس می خواند و گاهی می گریخت، چون محقق او را دنبال می نمود که او را بگیرد، علّامه به محض نزدیک شدن محقق، آیه سجده دار تلاوت می نمود و هنگامی که محقق به سجده می رفت، علّامه فرصت را غنیمت شمرده و می گریخت.
باید وسط هفته بیایی آقا
دیریست که جمعه های ما تعطیل است!!
متاسفانه هر کاسه آش رشته بالاخره تموم میشه ، هرچقدم که یواش بخورینش …
اینا سختیای زندگیه!!
یک عمر اگر روزه بگیریم و بگیرید و بگیرند
همتا نشود با عطشِ خشکِ دهانِ علـــــــی اصغر
در زندگی زخم هایی هست که با یه چسب زخم ساده خوب میشه، زیاد بزرگش نکنید !
یوسف از جرم زلیخا چند سالی حبس رفت.....
مهدی از اعمال ما حبس ابد گردیده است...
به امید ظهور آقای خوبی ها که صد البته نزدیک است...
اللهم عجل لولیک الفرج
نکند حفظ علی بر همگان عار شود
نکند حق علی در عمل انکار شود
محرم راز علی نخل دل چاه شود
سیلی خصم زبون نقش رخ یار شود
نکند مکر بنی ساعده تکرار شود
باز علی در قفس خانه گرفتار شود
از علی تا به علی فاصله یک آیینه است
آن علی از مکه و این از خامنه است
علی جان:دوستان را کجا کنی محروم/تو که بر دشمنان نظر داری....
التماس دعا
شب قدر است امشب؛اگر قدر بدانیم...
تا می توانید امشب دعا کنید و ما را فراموش نکنید
تو زندگی یه دردهایی هست که فقط با خوابیدن جلوی کولر خوب میشه !
یه جا خونده بودم نوشته بود:
آیا میدانید:سوسک بعد از لمس کردن انسان سریعا به جایی رفته و خود را تمیز میکند!!!!!
عرض دیگه ای ندارم فقط بهتره همگی با هم بریم محو بشیم
آقا مادربزرگ ما چند روز پیش فوت کردند(خدا رفتگان شما رو هم بیامرزه) بابام رفته بود به مسئول بیمارستانی که مادربزرگم فوت کرده بود گفته بود میشه یه فرم بیمه بدید زنه هم گفته بود باید خود مریض بیاد.بابام ما هم که عصاب نداشت گفته پاشو بریم سردخونه مریضو بیاریم.هیچی دیگه بدبخت زنه نمیدونست کجا بره محو شه
لایک=فاتحه برای شادی روحه ازه گذشته
ماندگارترین دیالوگ های تاریخ سینما
"یک تکه نان (کمال تبریزی)"
پیرمرد(رضا کیانیان):دلت گرفته ؟
سرباز(هومن سیدی): آره
پیرمرد(رضا کیانیان):دل همه میگیره,دل داشته باشی میگیره دیگه,اصــلــا دلــی کـه نــگـیـره کــه دل نـیـسـت..
یا رفیق من لا رفیق له.
میخوای یه راهی بهت یاد بدم دلت وا بشه ؟
مثل من چشمات و ببند …د ببند دیگه…چی میبنی ؟
سرباز: هیچ کس
پیرمرد:هیچ کس قشنگه دیگه … هیچ کس همه کسه ، همه کس هیچ کسه!
ماندگارترین دیالوگ های تاریخ سینما
"Before Sunset"
تنها بودن بهتر از اینه که پهلوی عشقت بشینی و احساس تنهایی کنی…