ح

حامد

@mrdoosti · ۶۲۶ امتیاز

★★☆☆☆ ۲ از ۵ (۱۱۰ رأی)

M
MrDoosti ۱۳ سال پیش
جوک

عاغا یه روز دو؛سه تا گودزیلا اومده بودن خونمون؛یکیشون انگشتر اون یکی رو شکست داد دست بابام بعد گفت که بابام انگشترو شکسته یهو گودزیلای صاحب انگشتر برگشت وسط جمع به بابام گفت دیوونه ؛بدبخت بابام تا یه چند ثانیه هنگ کرده بود؛منم داشتم فرش ها رو می جویدم

M
MrDoosti ۱۳ سال پیش
پیام

اهل4جوکم/روزگارم پر رویاست/تکه لپ تاپی دارم؛خرده اینترنتی؛سرسوزن پهنای باندی/پرایدی دارم بهتر از لامبورگینی/دوستانی بهتر از گوشی جی ال ایکس/فانتزی دارم در حد تیم ملی/‏↳‏
چشم من هست به امید این لایک ها/تاشاید به جوشش بیاید طبع شعر اینجانب ها