#روزگار
نبودنت را ب #رُخم میکشد
نیستی
ولی #خاطراتت
#ذره #ذره
#نفس کشیدن را از #من میگیرد ..
#قلم_سفید
@Destiny · ۶۵ امتیاز
★★★★★ ۴ از ۵ (۳ رأی)
#روزگار
نبودنت را ب #رُخم میکشد
نیستی
ولی #خاطراتت
#ذره #ذره
#نفس کشیدن را از #من میگیرد ..
#قلم_سفید
#میگویند
#سالی ک #نکوست
از #بهارش پیداس
دیگر #بهار #من #بهار نیس
هر #روز #من شده است
#پاییز و #زمستان
#خیس و #بارانی
#سرد و #شکننده
#بهار #من این #سال
#تولد #یک #سالگی #تنهایی من است ..
#پیشاپیش #عیدتون #مبارک
#قلم_سفید
#امروز #فقط برای #امروزه
پس برای #امروزت
#هرچی میخوای #بردار
بگذره میشه #امروز #بعدی ..
.
#قلم_سفید
#آرام ندار�
نه #دلم نه #ذهن�
از #تصمیمات #مثلا #عاقلانه
#من مانده ام با #تنهایی�
#دلم #کمی نه
#زیادی #سقوط #آزاد میخواهد
#شاید اینگونه
#دیگر نه #من باش�
نه #دنیای #من ...
#قلم_سفید
وقتی یکی از بهترین افراد
زندگیت رو ناراحت میکنی
یه لحظه به این فکر کن
شاید آخرین باره که اون رو
تو این دنیا داریش ...
#قلم_سفید
#آدم بَدای #امروز
همون آدم #خوبای #دیروزن
فقط کسی #دوسشون نداشت
شدن آدم #بَد ...
#قلم_سفید ..
پاییز است
نسیمی سرد
با بارانی ملای�
صورتم را نوازش میدهد
صدای گنجشک ها
جان میبخشد ب سکوت صبح
زندگی زیباس
اگر بخواهی زندگی کنی ...
نویسنده : قلم سفید..
شب ک میشه
آدم ها
نور لامپ رو ب نور ماه
ترجیح میدن
ماه تنهاس مثل
مرد تنهای شب ...
نویسنده : قلم سفید..
مرتضی پاشایی رفت
راحت شد
چ کسانی طرفدارش بودن
چ کسانی تازه شناختنش
همه مشکی پوش شدن
صدا و خودت با آن لبخند
تو خاطرات همه میمانی
روحت شاد و یادت جاودان
نویسنده : قلم سفید...
فک کن�
فصل بعدی سریال ستایش
بشه کلید اسرار ...
نویسنده : قلمـــــ سفیــد
داداشم قبل شام میگه
همچی گشنمه ک
انگار دو تا توله سگ
تو شکمم با هم دعوا میکنن
... یعنی من تو کف تشبیه گشنگیشم
(قلم سفید..)
بازی رو یــاد گرفتــ�
سازی خریدم خوش آهنــگ
ایندفعه من با ســاز�
روزگار رو میرقصانم ...
نویسنده : قلمـــ سفیــد ...
بهترین رفیقم دیـــوار ...
چون
حرف هاین را گوش میدهد ..
مشت هایم را تحمل میکند ...
و تکیه گاه هر لحظه ام است ...
رفیق یعنی این ...
نویسنده : قلم سفیــــد ...
کلافـــه ام از اینـــ بازی تــکراری
دیـــگر نمیــــدان�
خوشبختیـــــ در کدامــ دست دنیـــاس
گل کدام است و پوچ کـــدا�
فقط میدانم برای من
هردو دست پوچ استـــــ ...
شاعر : قلم سفیـــد ....
دیشبـــــ در میــــانـــ
هق هق گــــریه هایمــــ
با دیوانـــــگیــــ
ب غمـــ هایمــ خنـــدیدمـــــ ...
یکی لباساشو با سافتلن میشوره
یکی با تینـــر
اینم زندگی ما .....
پــــوچ شده ا�
همـــــانند
گذر ثــــــانیه هایــــی
کــــ از بعــــد تــــولد همراهمــــ شــد
و هـــنوز ادامـــه دارد ....
نشستیم باخانواده داریم سحری میخوری�
ی دفعه بابام زیر مهتابی رو نگاه کرد گفت :
انگار پشه ها سرما خوردن پیداشون نیس ...
من :|
آبجیم :)
داداشم :D
پشه ها :))
زندگــــی ک روی یه چـــرخ بچرخـــــه
زندگــــــی نیســــــ
بایــــــد رو چهــــــــــــــــار چرخ بچرخـــــه
ک امثـــال منـــــــــــوتـــو سوارشـــــ بشیمـــــ
مـــردی ک غذای مـــورد علاقش
((((قورمه سبزی)))) نباشه
مــــــــــــــــرد نیس ....