<p>
اگه کفشت پاتو می زد و از ترس قضاوت مردم پابرهنه نشدی
و درد رو به پات تحمیل کردی ، دیگر در مورد آزادی شعار نده . . .</p>
@علی دبستانی · ۶۵ امتیاز
★★☆☆☆ ۱ از ۵ (۲۵۴ رأی)
<p>
اگه کفشت پاتو می زد و از ترس قضاوت مردم پابرهنه نشدی
و درد رو به پات تحمیل کردی ، دیگر در مورد آزادی شعار نده . . .</p>
<p>
اولین قدم مثبتی که میتونید بردارید
این است که منفی نباشید . . .</p>
<p>
دیروز چک باطله است
فردا چک وعده ای است
امروز است که تنها نقدینه شماست
آن را عاقلانه هزینه کنید . . .</p>
<p>
گر خود را برای آینده آماده نسازید
بزودی متوجه خواهید شد که متعلق به گذشته هستید . . .</p>
<p>
بهترین کار این است که مشکلاتتان را برای مردم تعریف نکنید.
نیمی از آن‌ها علاقه‌ای به شنیدنش ندارند
و نیمی دیگر هم از شنیدن آن خوشحال می‌شوند . . .</p>
<p>
اگر روزگاری شأن و مقامت پائین آمد نا امید مشو
زیرا آفتاب هر روز هنگام غروب پائین میرود تا بامداد روز دیگر بالا بیاید . . .
(افلطون)</p>
<p>
وقتی انسان آنقدر ثروتمند شد که بتواند هر چه دلش می خواهد بخرد
می بیند معده اش بیمار است و همه چیز را هضم نمی کند . . .(شاتو بریان)</p>
<p>
آنکس که نتواند در حلقه شادی و نشاط دیگران به صورت یکی از افراد در آید
یا مغرور است یا ریاکار و یا در قید تشریفات . . .
(لاواتر)</p>
<p>
دوستان دو گونه اند :
یکی آنان که همیشه شما را می خندانند و از ایشان خیری نخواهید دید
دیگر آنان که عیب شما را می گویند و شما را به اندیشه وا می دارند
قدر ایشان را بدانید . . .</p>
<p>
بزرگ‌ترین دستاوردها
نصیب کسانی می‌شود که
به یک آغاز کوچک ، راضی بوده‌اند . . .</p>
<p>
و چه لذتی است در تنهایی
باور نداری ؟
از خدا بپرس . . .</p>
<p>
سیــنه ای که خالی از یاد خدا باشد ، مانند محکمه ای است که قاضی در آن وجود ندارد
(روسو)</p>
<p>
برای شاد بودن تنها به بدنی سالم و حافظه ای ضعیف نیاز داریم .</p>
<p>
عمری را تلف کردم تا بفهمم فهمیدن همه چیز لازم نیست . . .
(رنه کوتی)</p>
<p>
اگر بدانید مردم چقدر به ندرت فکر می کنند
هیچ گاه ازینکه درباره ی شما چه فکر می کنند
نگران نمی شوید . . .</p>
<p>
سیاه پوستی که دلش سفید است
از سفید پوستی که دلش سیاه است ، روسفیدتر است . . .</p>
<p>
برای اشتباه کردن انسان باشید
و برای بخشیدن خدا . . .</p>
<p>
همه روزه هزاران سیب در اطراف ما به زمین می افتد
اما آنچه وجود ندارد ، دیدگاه نیوتن است . . .</p>
<p>
مردی می ره پیش کشیش تا اعتراف کنه. می گه: من در زمان جنگ جهانی دوم به یک مرد در خانه خودم پناه دادم.
کشیش می گه: خوب این که گناه نیست!
مرد می گه: ولی من بهش گفتم برای هر یک هفته ای که در خانه من بمونه باید ۵ دلار بپردازه.
کشیش می گه: درسته که کارت خوب نبوده، ولی تو با نیت خوبی این کار رو انجام دادی.
مرد می گه: اوه! متشکرم! خیالم راحت شد. فقط یه سوال دیگه…
کشیش می گه: بگو فرزندم.
مرد می گه: آیا باید بهش بگم که جنگ تموم شده؟</p>
<p>
دلم میخواهد ویرگول باشم تا وقتی به من میرسی ، مکث کنی !</p>