از راه که میرسی خیس از بارانی...گونه ات را می بوسم وپیش خودم فکر میکنم:
از کی تا بحال قطره های باران هم شور شده اند.......!!!!!!!!!
@mobina-79 · ۳۸ امتیاز
★★★★★ ۵ از ۵ (۱ رأی)
از راه که میرسی خیس از بارانی...گونه ات را می بوسم وپیش خودم فکر میکنم:
از کی تا بحال قطره های باران هم شور شده اند.......!!!!!!!!!
درد یـــــعــــــنـــــــیــــــــــ :
آدمــــــ از اووووووووون هــــمــــهـــ آرزویــــــــ بــــچـــــگــــیــــ فـــقــــطـــ بـــزرگـــــ بــــشـــهـــ..
همین! :(
تو که میتونستی این همه بد باشی........
غلط کردی اوائل اون همه خووووووبــــ بودی.......:(
آدم باید یک(تو)داشته باشه!
که هروقت از همه چی خسته و نامید بود بهش بگه:مهم اینه که تو هستی!بیخیال دنیا!!:(
هرکی تنهاست یا مزه ی تنهایی رو چشیده لطفا بزنه لایکو!
قرارنیست که من همیشه خوش باشم......
پارسال من خوش بودم از اینکه کنارت هستم
امسال دیگری خوش است برای با تو بودن و سال بعد یکی دیگر!
از تلاشض دست نکش که چشم ملتی به توستــــ ......!!!
هنوز درغهایش را در گنجه دارمــــ ...........!
گاهی باورشان میکنم...
و
باز
عااااااااشقشـــ میشومــــ.....!
ترجیح میدهم همه را "غریبه" صدا کنم.....
تا وقتی از پشت خنجر میزندد با خودم بگویم........
"بیخیال!"
از غریبه بیش این انتظاری نیست.......!!!!!
باورت بشود یانه.........
روزی میرسد که دلت برای هیچکش،به اندازه من تنگ نخواهد شئ...
برای نگاه کردنم!
خندیدنم!
اذیت کردنم!
برای تمام لحظاتی که در کنارم داشتی!
روزی خواهد رسید که در حسرت دوباره ی من خواهی بود!
میدانم روزی که نباشم هیچکس تکرار من نخواهد شد...!
از خروپفای بابام فیلم گرفتم نشونش دادم باور کنه شبا خروپف میکنه.
بهم میگه :فتوشاپه!
بعضی وقت ها چشمانم خیــــــــــــس میشود از خیانتت...
مــــــــــــن زیادی احساس دار�
تــــــــــــو زیادی بی احساسی...
تو میخندی اما بر حماقت مــــــــن...
من مقصـــــر خیلی چیزها بودم...
مقصر این دل شکسته...
این نگاه خیس...
این کابوس زندگی
...اما تو...
امـــــــــــــــــاتــــــــــــــو...خوش باش...
یا روزی میفهمی عاشقت بودم یاعاشق میشوی درد مرا میفهمی...!!!
بعضی وقتا وقتی یکی میگه:"ببخشید،اشتباه کردم"!بهتره قبول کنید!!
چون"خوب کردم اشتباه کردم"آپشن بعدیه که بهتون ارائه میده!!!
یادش بخیر وقتی بچه بودیم میرفتیم عید دیدنی خونه فامیلامون آخرش که میخواستیم از اونجا
بیاییم منتظر عیدی بودیم اوناام نمیدادن،ما هم فکر میکردیم شاید یادشون رفته!
مجبور میشدیم دو سه بار بند کفشمونو باز و بسته کنیم تا شاید فرجی بشه...!