ل

لعیا

@لعیا · ۸۵ امتیاز

★★★★★ ۵ از ۵ (۲ رأی)

ل
لعیا ۱۳ سال پیش
جوک

<p>
با یکی از همکلاسی های دوره دبستان رو دم دانشگاه دیدم، داشتیم گپ می زدیم که دوتا دختر که ازشون بدم میومد از در دانشگاه اومدن بیرون. گفتم: اه باز این الاغ اومد! گفت: اون خواهرمه! سریع گفتم: نه! اون یکی!
گفت: اونم زنمه!!!
از اونی که روز ازل شانس پخش میکرده متشکرم شخصاً!</p>

ل
لعیا ۱۴ سال پیش
جوک

<p>
مادر بزرگ مادرم 120 سالشه، ديدمش لبــاس ورزشي پوشيده داره نرمــش مي كنه بهش مي گم : ننجون شما هم ورزش مي كني؟
گفت : چرا كه نه....!!
گفتم فيس بوك هم ميريد؟
گفــت پـَـَـ نــه پـَـَــــ از فيس بوك بر مي گردم، فكـــر كردي دوست دخــــتري كه الان تـــو فيس بوك داري كيه....؟
2 دستي زدم تو سر خودم !</p>

ل
لعیا ۱۴ سال پیش
جوک

<p>
مشـــغول رانندگي تو جاده ام...
از فاصله دور پلـــيس واسم دست تکون ميده و ابراز ارادت ميکنه !
خيلي آدماي با محبتي هستــن !
چطوري از اين فاصله منو شــــناختن !؟
يکيشون جوگير ميشه تا وسط جـــاده مياد!
... با حرارت خاصي واسم دست تکــون ميده !!
چراغ ميزنم وبا حرکت دست به ابرازعلاقه شون جـــواب ميدم !
دفترچه و خودکار تو دستشه ؛
ميخواد ازم امـــضا بگيره ،اما الان وقت ندارم باشه واسه بعـــد !
اشک تو چشام حلقه ميزنه از اين همه احساسات پاک و بي آلايش</p>