<p>
ساده میگویم…
دلم یک خوب می خواهد نه یک عالیه عالی نه اینکه بهترین باشد دلم یک خوب می خواهد…</p>
@tahereh · ۱۷ امتیاز
★★★★★ ۴ از ۵ (۸ رأی)
<p>
ساده میگویم…
دلم یک خوب می خواهد نه یک عالیه عالی نه اینکه بهترین باشد دلم یک خوب می خواهد…</p>
<p>
سرراهت که میروی مراهم جمع کن بگذارپشت در…بدجورشکسته م!!</p>
<p>
تنها جایى که حجاب مى کنیم هنگام نماز است!
گویا تنها کسى که با ما نامحرم است خداست…</p>
<p>
کتاب رو باز میکنم درس بخونم، مخچه ام به مخ ام میگه "استاد خسته نباشی</p>
<p>
ﺧﺪﺍﯾﺎ ﺑﺒﺨﺸﯿﺪ ﺗﻮ ﮐﺎﺭﺕ ﺩﺧﺎﻟﺖ ﻣﯽ ﮐﻨﻢ
ﻭﻟﯽ ﺑﻬﺘﺮ ﻧﺒﻮﺩ ﺑﻪ ﺟﺎﯼ ﺍﯾﻨﮑﻪ ﭘﺸﻪ ﻭﯾﺰ ﻭﯾﺰ ﮐﻨﻪ،ﺑﯽ ﺻﺪﺍ ﻣﯿﻮﻣﺪ ﮐﺎﺭﺷﻮ ﻣﯿﮑﺮﺩ ﻣﯿﺮﻓﺖ،
ﺑﻌﺪ ﻣﺜﻼً ﺳﻮﺳﮏ ﻭﯾﺰ ﻭﯾﺰ ﻣﯽﮐﺮﺩ ﮐﻪ ﻭﻗﺘﯽ ﺍﻭﻣﺪ ﺑﻔﻬﻤﯿﻢ ﮐﺠﺎﺱ ﺑﮑﺸﯿﻤﺶ؟</p>
<p>
جوانی هایت را با بچگي هایم پیر کردم ، مرا به موی سپیدت ببخش مادر</p>
<p>
یکی از دوستان تعریف می‌کرد که یه بار سر یه چارراه، یه دونه از این وانت سبزی فروشا، چراغ قرمزو رد کرد. پلیسه از تو بلندگوش گفت : وانت کجا مییرییییییییییی؟ وانت تو بلندگوش گفت : دارم می‌رم خونم</p>
<p>
خداوندگارا : لطفاً کمتر با ما حکمت انگیز برخورد کنید...هی منظورتان را نمیفهمیم هی حرص میخوریم!!</p>
<p>
بچه ها توی کلاس داشتند سر و صدا می کردند که ناظم میاد تو با عصبانیت می گه : اینجا طویله است؟
یکی از بچه ها می گه : نه آقا اشتباهی اومدید</p>
<p>
با احساساتم بازی نکن....
.
.
.
خــــــــُ لامـــــصـــّـــب می بازی حرصت در می یاد...</p>
<p>
دقت كردی گوشیت یا هیـــچوقت گم نمیـــشه، یا اگه بشه حـــــــتما روی سایلنت هست</p>
<p>
دقت کردین همیشه خنده دار ترین موضوعات زمانی به مغزت میرسه که وسط مراسم ختم هستی؟</p>
<p>
من هیچوقت نفهمیدم چرا آدما زیرِ پتو احساس امنیت میکنن...
حالا گیریم یه قاتل اومد توی اتاق خواب بعد حتما ً
میگه :
الان اومــــــدم بکــــشمـــــــِــــت... اَه لعنتی پتو داره نمیشه!</p>
<p>
هیچ لذتی بالاتر از این نیست …که جواب تلفن های کسی رو ندی ، که قبلا جوابتو نمیداد</p>
<p>
دقت کردین !؟ دل میگه آره، تجربه میگه خفه…!</p>
<p>
مردی و نامردی، جنسیت سرش نمی شود , معرفت که نداشته باشی ، نامردی !!</p>
<p>
من ، با کناری ات , کنار نمی آیم ! کنار می روم ……</p>
<p>
تونل ها ثابت کردند که حتی در دل سنگ هم ، راهی برای عبور هست …
ما که کمتر از آنها نیستیم ، پس نا امیدی چرا . . . ؟</p>
<p>
یه روز مامانم خونه نبود بابام غذا درست کرد . ماشاالله همه غذا رو سوزوند. اومدیم با مرام بازی دراریم تا آخر غذا رو خوردم . وقتی غذا تموم شد بابام برگشته میگه تموم شد؟میگم اره،مگه مشکلیه؟میگه دِ نـَـه دِ خاک بر سر از قحطی برگشتت الحق که آشغال خوری بچه .</p>
<p>
به خواهرم میگم دعا کن برام ، دعای بچه ها زود اجابت میشه میگه :دِ نـَـه دِ اگه دعاي بچه ها اثر داشت ، وقتی که من شیش سالم بود و تو اون عروسکمو شیکوندی ، باید میمُردی !!</p>