م

مهدی

@hasun · ۱۵۶ امتیاز

★★★★☆ ۴ از ۵ (۲۲ رأی)

پ
پیتر حسون ۱۳ سال پیش
جوک

<p>
امروز داشتم با عروسکهام بازی میکردم :&quot;&gt; { کادوی تولدم که یکی از بهترین رفقام بهم داده بود } اینقده حال داد
بعدد مامانم یواشکی اومد تو اتاقم چپ چپ نگاه هم میکرد
بهم گفت خاک تو سرِ عروسک بازت
هستی{ برادر زادم } دوسالشه همش با تبلت و لبتاپ و اینا بازی میکنه اون وقت تو با 34 سال سن عروسک بازی میکنی :|
آخه من با چه رویی برا تو زن بگیرم :@
:| :( :((</p>

پ
پیتر حسون ۱۳ سال پیش
جوک

<p>
یه پسر جوونی تو محلمون مُرده، واسش حجله زدن و نوشتن جوان ناكام فلانی ...بعد یكی با خودكار زیره عكسش نوشته :
این ناكام نبود ... من ازش باردارم!!
ینی آدم با بغض می ره دم حجله ی بدبخت ، اینو میبینه از خنده پاره میشه بر میگرده =))))))</p>

پ
پیتر حسون ۱۳ سال پیش
جوک

<p>
بابام اومده بهم میگه :
پاشو برو ماشین رو بزن تو پارکینگ
میگم : بابا به خدا خسته م ، نمی تونم !!
میگه : ده تومان می دم برو ، منم خسته م.....
میگم : بیخیال .... ده تومان میدم خودت برو ....
پاشده شلوارش و می پوشه و میگه مرد نیستی اگه ندی
پای مردونگیم موندم ده تومان پیاده شدم بهش دادم !!!
داد میزنه میگه : خانوم پاشو بیا بریم بستنی بخوریم !!!!!
من :|
بابا :))))
خانواده س داریم ما :|</p>

پ
پیتر حسون ۱۴ سال پیش
جوک

<p>
دیروز مامانم صدام کرد گفت بیا با ماشین منو تا فلان جا برسون.گفتم حال ندارم.برو از آژانس سر کوچه ماشین کرایه کن.اونم هیچی نگفت و رفت
الان بهش میگم مامان گشنمه.پاشو ۱غذا درست کن،برگشته میگه حال ندارم.برو سر کوچه زیر آفتاب بشین فتوسنتز کن !!!
مامان انتقام جو داریم</p>