انقدر کیف میده به یکی بگی وایسا ازت عکس بگیرم ...
بعد ازش فیلم بگیری :))))
عین منگلا نگا میکنه :))))
من که روحم به پرواز در میاد با این حرکت... :))
@mona137110 · ۳۲۸۲ امتیاز
★★★★☆ ۴ از ۵ (۴۲۷۰ رأی)
انقدر کیف میده به یکی بگی وایسا ازت عکس بگیرم ...
بعد ازش فیلم بگیری :))))
عین منگلا نگا میکنه :))))
من که روحم به پرواز در میاد با این حرکت... :))
آهاي دانشجوهايي كه تا 28 اسفند رفتيد دانشگاه !
روز سي ام اسفندم زنگ زديد به آموزش و پرسيديد: "امروز دانشگاه بازه يا نه ؟"
الآن صفحه چندم پيك شادي هستيد ؟
**********++++++++++*********
دیشب مهمون داشتیم خواهر زادم داشت چایی تعارف میکرد ،
به زن عموی بابام که رسید به خواهر زادم گفت : الهی پیر شی ؛
اینم که نفهمید معنیش چیه برگشته بهش گفته
الهی توام بمیری
یه موضوعی همیشه ذهنمو مشغول خودشه کرده. اونم اینه که چرا میگن (ح) جیمی، مگه جیمی (ح) داره؟
نه واقعا داره؟
یکی از سخترین لحظه ها اینه که قلیونتم دیگه نتونه درداتو تحمل کنه و زود بزود بسوزه و حالتو بگیره !!
هیچی دیگه از فردا باید خوشمزه بازی یه مشت بی نمک رو تحمل کنیم که وقتی ازشون میپرسی ساعت چنده در جواب بهت بگن قدیم یا جدید؟
خودتونو آماده کنید برا این شوخیایی که مثلن
من از پارسال تا حالا حموم نرفتم
در روز اول و دوم فروردین
:|
میگن تو بهشت هر دانشجویی که بخواد ورزش کنه بجای کیسه بوکس
یه استاد از سقف آویزون می کنن که بهش مشت بزنه :|
خدایا بهشت را قسمت همه دانشجوها بفرما... آمـــیـن !!!
اعتراف میکنم بچه که بودم وقتایی که خسته میشدم رو زمین ولو میشدم و با کشو و قوس دادن خودم ، خستگیمو در میکردم بعدش فک میکردم خستگیم میره هوا و دوباره برمیگرده به سمتم.
بعد واسه اینکه دوباره نریزه روم و خسته نشم قلت میخوردم رو زمین و جامو عوض میکردم که رومنریزه.دوباره خسته نشم.
واااااااااااااااااااای.خیلی خل بودم
مجری : کلاه قرمزی برا چی خونه تکونی میکنی�
کلاه قرمزی : برا اینکه پدرمون در آد
احترام همه ی شهدا))
**شعر محسن یگانه برای پدر شهیدش**
یه عمری رو لبهام پر از خنده بود
تا کی باید این نقش رو تمرین کن�
یا هر ساله تحویل بگم پیشمی
تا کی باید این فکرو تلقین کن�
دارم درد و دل می کنم گوش کن
چقدر حرف دارم که خالی بش�
چه حرفایی رو توو خودم ریخت�
ببین از نبوده تو چی می کش�
میگن سایه ی من شبیهِ توعه
آره تکیه گاهم همین سایه بود
ولی از همون بچگی درد من
نگاهای سنگینِ همسایه بود
تهِ هر زمستون یه هفته به عید
یه چیزی توو این سینه چنگ میزنه
شاید ترکشایی که سهم تو شد
یکیشون هنوز کنج ذهنِ منه
توو این سال هایی که بی تو گذشت
همش با خودم از تو حرف میزن�
من از آخرین لمسِ آغوشِ تو
هنوز بوی باروت میده تن�
شاید یادمون نیست اون موقها
توی خونه موندن که کاری نبود
یا رقصت میونِ یه میدونِ مین
واسه عکسای یادگاری نبود
یه مشت گل میارم سر خاکِ تو
که تو حس کنی دنیا توو مشتمه
دوباره به خوابم بیا حس کن�
وجودت هنوز مثلِ کوه پشتمه
مثه بچه ها هی زمین خوردم و
رو پاهای خستم بلند می شد�
کی مردونگی رو بهم یاد داد
که از بچگی مرد بار اومد�
من از بچگی مرد بار اومد�
من راننده تاکسی بش�
از اینا میشم که میگم : یه نفر حرکت!
بعد که یارو نشست میگم : یه نفر دیگه حرکت ..!
خخخخخخ
ﺩﺍﺷﺘﻢ ﺑﯿﻦ ﺷﺒﮑﻪﻫﺎﯼ ﻣﺎﻫﻮﺍﺭﻩ
ﻣﯿﭽﺮﺧﯿﺪﻡ، ﯾﮏ ﻟﺤﻈﻪ ﯾﮏ ﻓﯿﻠﻢ ﻫﻨﺪﯼ
ﺩﯾﺪﻡ ﺗﻮﺵ ﯾﮏ ﻧﻔﺮ ﺭﻭ ﺑﺎ ﻣﺴﻠﺴﻞ ﺍﺯ ﺩﻭ
ﻣﺘﺮﯼ ﺑﻪ ﺭﮔﺒﺎﺭ ﺑﺴﺘﻪ ﺑﻮﺩﻥ، ﺑﻌﺪ ﯾﺎﺭﻭ
ﺟﺎﺧﺎﻟﯽ ﻣﯿﺪﺍﺩ!!
ﻣﮕﻪ ﺁﺗﺎﺭﯾﻪ ﺑﺮﺍﺩﺭ ﻣﻦ؟|:
آقا سر کلاس زبان بودیم هزچی گوش میکردم چیزی متوجه نشدم!!!
گفتم استاد ما از اول راهنمایی داریم زبان میخونیم ولی بی فایدس!
استاد گفت اتفاقآ زبان خیلی درس شیرینیه...
منم سریع گفتم استاد شیرینه ولی ما قندخون داریم :)))))))
اونجا بود که استاد دیالوگ خودشو بکار برد>>>شما برو حذف کن
مهم نیس پشتَم بد گفتی !!
مهم اینه که آب دریا با دهن سگ کثیف نمیشه …
دست از من کشیده خیال باتو بودن
تو هم بکش نگاتو از سر چشمای من
سیرم ازون نگاهات بازی قهر چشمات
سر اومده صبر من ازین همه مکافات
سر به کجا بکوبم از دست کارای تو
منو کشته دیگه اخمو تمنای تو
سر میذارم بیابون از دست تو دیونه
آخر عشق تو برای من جنونه
یه روزی میگی از دوریت دیونه و هلاک�
تموم شده دورویی منم وعشق پاک�
فردا بایک بهونه دوباره لج میکینی
هرجا منو میبینی راهتو کج میکنی
سر به کجا بکوبم از دست کارای تو
منو کشته دیگه اخمو تمنای تو
تو اتاقم روی تختم درازکش داشتم درس میخوندم هوا یخورده تاریک شد خواستم برقو روشن کنم.تمبلیم اومد پاشم برم پریزو بزنم! هرچیدم دستم بودو پرت کردم طرف پریز برق ولی هیجکدوم نخورد بهش!!آخرشم گفتم بقیه درسو فردا صبح میخونم!
بله یه همچین آدمایی هستیم ما :|
و رابطه ها قیافه که مهم نیست
.
.
مهم اخلاقه که اونم اکثرا ندارن
یکی از معضلات خونه تکونی اینه که این دستشویی و حموم چنان برق میوفته
بعد تمیز شدنش که عادم دلش نمیاد دیگه بره دستشویی
من از دیروز صب دیگه نرفتم دستشویی
میترسم برق کاسه ی توالت از بین بره
یک ۲-۳ ساعتی هستش که علاوه بر معده به روده و کلیه و مثانه داره فشار وارد میشه
ولی خوب حیفم میاد
مام مکالمات من و بابام در طی سال:
«بیا ببین این گوشی من چشه
بزن اخبار گوش کنی�
بزن 3
چراغا رو خاموش کن
خونه سرد شد کولرو خاموش کن
چشات درنیومد پای لپ تاپ؟»
اگر چیزی از قلم افتاده شما ادامه بدین!