<p>
یه کف گرگی زدم تو صورتش
میگه: خواستی عصبانیتتو روم خالی کنی؟
گفتم : پـَـ نـَـ پـَـ خواستم بگم آی لاو یو</p>
@atlantis · ۴۰ امتیاز
★★★☆☆ ۳ از ۵ (۳۶ رأی)
<p>
یه کف گرگی زدم تو صورتش
میگه: خواستی عصبانیتتو روم خالی کنی؟
گفتم : پـَـ نـَـ پـَـ خواستم بگم آی لاو یو</p>
<p>
تا حالا دقت کردین وقتی واسه دل خودت موهاتو درست میکنی چقدر خوشگل میشه ولی وقتی میخوای بری مهمونی یا عروسی بعد از ۳ ساعت کلنجار رفتن شبیه خربزه میشی؟</p>
<p>
روزی مجنون از میان سجاده مرد نماز گذاری عبور کرد .... مرد گفت هی ! مگر نمیبینی که با معشوق خود راز و نیاز میکنم؟مجنون گفت : من که عاشق لیلی هستم تو را ندیدم تو که عاشق خدای لیلی هستی چگونه مرا دیدی ؟؟؟</p>
<p>
خداوند به موسای نبی فرمود: با زبانی دعا کن که با آن گناه نکردی تا دعایت مستجاب گردد!
موسی عرض کرد: چگونه؟!
خداوند فرمود: به دیگران بگو برایت دعا کنند چون تو با زبان آنها گناه نکردی!</p>
<p>
هر کسی بهت نگاه کرد عاشقت نیست ، شاید اشتباه گرفته یا ممکنه الاغش گم شده باشه!!</p>
<p>
آنكه چشمان تو را اين همه زيبا كرد
كاش از روز ازل فكر دل ما را ميكرد
يا نميداد به تو اين همه زيبايى را
يا مرا در غم عشق تو شكيبا ميكرد</p>
<p>
بهترين�
گر دل سپردن به تو يك خطاست
به تكرار باران خطا ميكنم</p>
<p>
یا رب به میان شعله وآتش و دود
بگرفته فلک ز دست من بود و نبود
با ضرب لگد پهلوی یارم بشکست
پوشیده دو دیده از جهان یاس کبود</p>
<p>
یا امیرالمومنیــــــــن روحی فداک
آسمـــان را دفن‌کردی زیر خاک
آه را در دل نـهــــــــان کردی چـرا
مــاه را در گل نهان کردی چـرا
یا علی جان تربت زهرا کجاست؟
یـــادگار غربت زهرا کجـاست؟
تا ز نـورش دیده را روشـــــن کن�
بـر مـزارش شعله‌ها بر تن کنم</p>
<p>
من با که گویم این که بهارم خزان شده
ماهم به خاک تیره غربت نهان شده
بانوی بی نشان که به هرسو نشان زاوست
رفت از برم به قامت همچون کمان شده</p>
<p>
انسانهای قوی می دانند چگونه به زندگی شان نظم دهند
حتی زمانی که اشک در چشمانشان حلقه می زند همچنان با لبخندی روی لب می گویند " من خوب هستم " .</p>
<p>
بر سر مزرعه ی سبز فلک ، باغبانی به مترسک می گفت : دل تو چوبین است و ندانست که زخم زبان ، دل چوب هم می شکند</p>
<p>
من و تو از حضور گرم لحظه هاى تبدار ، پناه مى بریم زیر چتر سایه بانها
در این میان ، به دستهاى تو ، نیازمندم، که مى برند تا خدا ، مرا ، از این میانها</p>
<p>
- آخه تو آدمی؟؟؟؟؟
- پَ نه پَ؛ تو آدمی!
بخشهایی از مکالمه آدم و حوا !</p>
<p>
گاو اولی : ماااااااااااااااا
گاو دومی : مااااااااااااا؟؟؟؟؟
گاو اولی : پَ نــه پَ اونا !</p>
<p>
سر کلاس دستمو بلند کردم استاد میگه سوال داری ؟
پَــ نَ پَـــ " های هیتلر"</p>
<p>
حواسم نبود با صورت رفتم تو در، ميگه نديديش؟
ميگم پـــ نه پــــــ من دارکوبم مى خوام با منقار يه سوراخ برا خودم باز کنم برم تو</p>
<p>
به يارو راننده ميگم: آقا اگه ميشه يکم سريعتر ، الان هواپيما ميپره...
ميگه: بسلامتى مسافرين؟
پــ نه پـــ فندک هواپيما ديشب دستم جامونده، ميرم بدم به رانندش!</p>
<p>
كاش ميشد لحظه اى با يار خود تنها شوم / بى غم و اندوه از تنهايى فردا شوم / سر به روى شانه ھاى مهربان او نهم / غرق خوبى هاى بى پايان آن زيبا شوم</p>
<p>
رفتم کتاب فروشی میگم بوف کور دارین؟ میگه
کتابشو؟
گفتم : پ ن پ خودشو ، یه فرد خیر پیدا شده که حاضر تمامِ هزینه های درمانشو متقبل شه…..!</p>