a

amir

@amir19 · ۱۱۱ امتیاز

★★★★☆ ۴ از ۵ (۱۳ رأی)

a
amir19 ۱۳ سال پیش
جوک

یکی دیگه از کرمهایی که همیشه میریزم اینه که وقتی از آسانسور پیاده میشم درشو نمیبندم یا اگه بسته شه جلوش یه چیزی میذارم که بسته نشه تا اون پایین یا بالایی ها همش منتظر باشن که آسانسور بره بالا یا پایین
در کل مرض دارم...روزم بدون کرم ریختن شب نمیشه:D

a
amir19 ۱۳ سال پیش
جوک

عاغا یه شب من به دوستم زنگ زدم گفتم پروزه منو اماده کنه فردا برم بگیرم ازش صبح زود دوستم کار داشت تو دانشگاه رفت بهم زنگ زد گفت زود برو پروزه رو از مامانم بگیر که داره میره بیرون منم تازه از خواب بیدار شم نمیدونم چطور حاضر شدم رفتم بیرون همن جور خواب آلود بودم تا رسیدم دم خونه اونا زنگ رو زدم مامانش اومد دم در بعد سلام احوال پرسی گفت مامان اینا خوبن گفتم بزرگیتونو میرسونم !!!!
مامان دوستم 0-0 :))
من /:)بعدش دوزاریم افتاد دیگه هیچی وقتی میبینم روم نمیشه نیگاش کنم از خجالت ذوب میشم

a
amir19 ۱۳ سال پیش
جوک

چهار شنبه سوری بود منو دوستم داشتیم میرفتیم پارک که از یه محله عبور میکردیم اون شب هم من قول داده بودم به دوستام جز کبریت چیزی نمیارم کارم با کبریته دو تا زن و دو تا بچه دهه هشتادی بودن که یکی از زنا با بچه دست به یکی کردن و فیزا رو روشن کردن انداختن طرف ما مام که عادت کردیم به این جور چیزا بیخیال نترسیدیم فیزا ترکید و اونا تو دل خودشون خوشحال شدن که ما ترسیدیم منم برا این که تلافی این کارو بکنم به دوستم گفتم با کبریت میخوام بترسونمشون باید همکاری کنی هه هه عاغا چشتون روز بد نبینه از پشت دویدم کبریتو روشن کردم انداختم زیر پاشون با دوستم یه جیغ زدیم و گفتیم ترکیددددد در رفتیم وای چهار نفر هم زمان یه جیغ بنفش کشیدن که نگو تموم همسایه ها ریختن بیرون اون بچه دهه هشتادی که تو دل خودش مارو ترسونده بود الان خودش جاشو خیس کرده بود هیچ از بغل مامی جونشم پایین نمیومد خخخخخخخخخ دی!! دوستم از خنده هلیکوپتری میزد منم انقدر خندیده بودم شکم درد گرفته بودم یعنی من همچین ادمیم :))