بنده خدا فقط سلام كرد (شعر طنز)

۱۲ سال پیش · ۴۴۰۳۷ بازدید


کاریکاتور دختر


دختری از کوچه باغی میگذشت
یک پسر در راه ناگه سبز گشت

در پی اش افتاد و گفتا او سلام
بعد از ان دیگر نگفت او یک کلام

دختر اما ناگهان و بی درنگ
سوی او برگشت مانند پلنگ

گفت با او بچه پروی خفن
می دهی زحمت به بانویی چو من؟

من که نامم هست آزیتای صدر
من که زیبایم مثال ماه بدر

من که در نبش خیابان بهار
میکنم در شرکت رایانه کار

دختری چون من که خیلی خانمه
بیشت و شش ساله _مجرد_دیپلمه

دختری که خانه اش در شهرک است
کوی پنجم_نبش کوچه_نمره شصت

در چه مورد با تو گردد هم کلام
با تو من حرفی ندارم والسلام!!!


منبع: کوچولو
 

نظرات (۶)

وارد شوید تا بتوانید نظر بدهید.

عاغا این خو کله جیکو پوکه زندگیشو گفت حالا ی سلامم میکرد :)))والا
عاغا اینم بگم اعتماد به سقفش بالا بود

فکر کنم طرف ترشیده بود دنبال شوهره بایه دونه سلام خشک وخالی سفره زندگی شو پهن کرد تو خیابون

دم شاعرش گرم ناموسن

دختره از ترشیدگی داشت میمرد دنبال یکی مثل این بدبخت بود بهش گیر بده...
شانس آورد فقط سلام کرد

سه ساعت حرف زده همه چی زندگیو مشخصات کاملشو گفته تازه آخرشم میگه با تو من حرفی ندارم والسلام!!!!!
والا دیگه مونده بود شماره کفشو سایز لباساشم بگه :))))
تازه من ک میدونم اون وسط مسطا شماره موبایلشم گفته فقط احتمالا سانسورش کردن ننننهههه؟؟؟؟؟خخخخ

با تو من نظری ندارم والسلام!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
خخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخ