رفتم آموزشگاه رانندگی طرف گفت ماشینوروشن کن روشن کردم گفتم بعدش چی؟گفت برو دیگه منم پیاده شدم رفتم داشتم میرفتم گفت داداش اینورا نبینمت دیگه !!! ⚽
@sinshin97 · ۹۲ امتیاز
★★★★☆ ۳ از ۵ (۳ رأی)
رفتم آموزشگاه رانندگی طرف گفت ماشینوروشن کن روشن کردم گفتم بعدش چی؟گفت برو دیگه منم پیاده شدم رفتم داشتم میرفتم گفت داداش اینورا نبینمت دیگه !!! ⚽
خواهر کوچکم از من پرسید:
پنج وارونه چه معنا دارد؟
من به تندی گفتم...
این سوال است که تو می پرسی؟
پنج وارونه دگر بی معناست...
خواهر کوچک من ساکت ماند...
وسوالش را خورد
دیدم از گوشه ی چشمش نم اشکی پیداست...
بغلش کردم و ارام گرفت..
او به ارامی گفت که چرا بی معناست؟
من که در همهمه ی داغ سوالش بودم....
از دلم ترسیدم...
من که معصومیت بغض صدایش دیدم،به خودم می گفتم:
اگر او هم یک روز...
وارد بازی این عشق شود....
مثل من قهوه ی تلخ عاشقی خواهد خورد...
توی فنجان نگاهش ماندم...
مات و مبهوت فقط میگفتم:
بخدا بی معناست...
پنج وارونه غلط ها دارد....
تو همان پنج دبستان خودت را بنویس....
پنج وارونه ی ما یک بازیست....
بازی ای بی معنیست....
تو همان پنج دبستان خودت را بنویس.....
مردی بر همسر خود در آشپزخانه وارد شد و از او پرسید
کدام یک از فرزندان خود را بیش از دیگر فرزندانت دوست داری ؟
همسر او گفت همه آنها را بزرگشان و کوچکشان،
دختر و پسر همه یکسانند و همه را به یک اندازه دوست دار�
شوهر گفت : چگونه دل تو برای آنها همه جا دارد
همسر جواب داد :
این خلقت خدا است که مادر دلش برای همه فرزندان خود وسعت دارد
مرد لبخندی زد و گفت :
اکنون شاید بتوانی بفهمی که چگونه دل مرد برای چهار زن همزمان وسعت دارد
خدایش بیامرزد روش والایی در قانع کردن داشت ،
لاکن موقعیتش در آشپزخانه غلط بود
مراسم آن تازه در گذشته صبح و بعد از ظهر فردا برگذار می شود ! :))
حال دنیا را بپرسیدم من از فرزانهای
گفت یا آب است یا خاک است یا پروانهای!
گفتمش احوال عمرم را بگو این عمر چیست ؟
گفت یا برق است یا باد است یا افسانهای!
گفتمش اینها که می بینی چرا دل بسته اند؟
گفت یا خوابند یا مستند یا دیوانهای!
گفتمش احوال عمرم را پس از مردن بگو؟
گفت یا باغ است یا نار است یا ویرانهای!
پسره از نیمرخ شبیه قالپاق پیکانه، استاتوس گذاشته: درگیرم نشو رسوا نمی شم!!!
یکی نیست بگه آخه پلشت برو خدا رو شکر کن عامل جنگ جهانی سوم نشدی... :))
خیلی وقت است دست هایم را با لیوان چایم گرم میکنم و این اوج تنهاییست ...
خوابید ...
بدون شب بخیر ...
شاید میدانست بدون او هیچ کدام از لحظاتم به خیر نیست …
طرف واسه هر کاور فیسبوکش میره آتلیه عکس میندازه،یکیم مث من 1 ساله دانشگاه داره میگه 6 قطعه عکس بیار واسه پروندت
دختره 12 سالشه استاتوس گذاشته : ما همینیم که میبینی،می خوای بخواه نمی خوای هم نــــگـــــــــا !
:|
اونوخت منِ گاگول همسن بودم مداد قرمزو تا ته میکردم توی حلقم تفی شه بلک خوشرنگ تر بنویسم :|
مدرسه که می رفتم همیشه سر کلاس به این فک می کردم که اگه پنکه سقفی بیوفته کله کیا قطع می شه!
بابام فارسی کتابی اسمس میده. الان زده: سلام آیا میتوانی نان بخری؟
منم براش زدم: آری پدر اکنون خود را به سرعت به شاطر خواهم رساند و از او طلب نان می کنم.
پدر چند عدد نان از شاطر طلب کنم؟ بعد بابام زنگ زد گفت: منو مسخره می کنی؟ اگه جرات داری بیا خونه؟ آیا به نظر شما من امشب به خانه خواهم رفت؟
کاش می شد وارد Menu زندگی بشیم و بعد تو قسمت Game setting بریم و Difficulty رو روی Easy تنظیم کنیم.
عاغا ما 6 تا از صفحات 4 جوک رو باز کردیم
7 تا صفحه باز شد که شما برنده شدید
یعنی ادم اینقد خوش شانس کی دیده ه کی دیده؟؟؟؟
برو بچ کی یادش میاد چن روز فبل از باز شدن مدارس
(پنجره پنجره ها وا شده روی عاطفه ها)
اخ یادش بخیر
دلم واسه اون روزا تنگ شده که مامانم بیدارم میکرد
میگفت برو مدرسه
یادش بخیررر
همه چیز داشت خوب پیش میرفت که بزرگ شدیم!
<p>
خیلی از خواننده ها رو باید بهشون پول داد ک آهنگ جدید ندن بیرون ، حق السکوت یعنی … والااااااااا !</p>
<p>
یه سری لذتها هم مختص ایرانه …
مثلا یه پول پاره پوره رو یه جوری به یه راننده‌ای ، بقالی … بندازی و ازش خلاص شی !
آدم احساس پیروزی میکنه ؛ حتی دیده شده که اشک توی چشمای طرف جمع شده …</p>
<p>
دقت کردین میشینی مثل اسب درس میخونی هیچ چی یادت نمیمونه اما تا یه چیزی رو تو برگه ی تقلبت مینویسی همش مو به مو یادت می مونه؟</p>
<p>
داریم آبگوشت میخوریم, گوش کوبُ گرفتم دستم ، تیریپ خاطره های کودکی....به بچه خواهرم میگم :دایی جون این گوش کوب سنش از منم بیشتره .... مادرم از اون ور میگه : فایدشم همین طور
اخه مامان ادم زایه کنه ما دری�
فکه فامیله ما داریم</p>