م

ملکرو

@malakroo · ۳۸ امتیاز

★★★★☆ ۴ از ۵ (۱۲ رأی)

S
Sokoot ۱۱ سال پیش
پیام

بعضیا عادت دارن مشت بسته که ببینن، به هزار ترفند دلشون میخواد براشون بازش کنی.
بعضی با گفتن حرفهای خودشون، و انتظار اینکه تو هم شروع کنی به گفتن، بعضیام با اخم و گلایه، و بعضی هام...
ولی وقتی باز میکنی، یا باور نمیکنن، یا درک!
فقط حس میکنی هدرش دادی.
یه چیزایی هست که تا ابد باید تو مشت خودت بمونه و واسه هیچکس بازش نکنی...

S
Sokoot ۱۱ سال پیش
جوک

دوستان به این سریالای کره ای (کَره ای نه دانشمند! شوکولاته مگه؟ کُره ای!) دقت کردین؟
اینا چرا اینجورین؟!!! 0_0
الآن تو این سریال جدیده، ملکه شاهزاده به ظاهر مریض شد، پرتش کردن بیرون!
حالا اگه یانگوم بود، آشپزخونه رو سلاخی میکردن که : شماها دیشب چی ریختین تو حلق یارو؟!!!!هاان؟؟!!!! ده تا بانو هم عوض میکردن!
یا پزشکا و پزشکیارا رو با شلاق میفرستادن بالا سر دختره میگفتن : چطوووور جرأت کردی عروس مریض شده!!!؟(مرده ی همین دیالوگ منطقیشونم فقط!o_O) زودباش درمانش کن وگرنه میزنیم نصفت میکنیم!
یا مثلا اگه دونگ یی بود، اداره تحقیقاتو به خط میکردن ، رئیساشون میگفتن: دخترا عروس شاهزاده یه شب قبل از مراسم شِتّ و پِت شده! مشکوکه! باید تحقیق کنین خیلی هم حساس و خطرناکه ممکنه همه تون بمیرین!!
یا مثلا اگه جومونگ بود، همه از طرف دادگستری( با اون "داد"ی که میگستروندند!) اقامتگاه اون بانوی رقیب رو محاصره میکردن، یکیشون داد میزد: همسر شاهزاده یک شب قبل از مراسم اینجوری شدن! ما باید اینجا رو تحت نظر داشته باشیم!
بعد کسی حرف زیادی هم میزد ، یهو بی مقدمه میگفتن: بگییییییییرینشون! (اینم از اون دیالوگ منطقیاس که کشته منو! O_o )
یعنی تو هر سریالی میدونستم اونای دیگه مهم نیستنا! ولی دیگه نه تا این حد که حالا که نقش اصلی خود ملکه ی شاهزاده است رو بیرونش کنن! بابا اینا دیگه کی ان؟!!! یعنی خلاقیت داستان نویسیشون تو حلق «همه چیز آنجاست»!
والا با این ... نونم نمیخورن لامصبا!

S
Sokoot ۱۱ سال پیش
پیام

سلا�
من تا حالا یکی دو تا پست تو بخش های دیگه نوشتم، موقع تایید شدن، شیفت داده شدن به اینجا!
مثل اینکه همه هم همدیگه رو میشناسین!
اینهمه تنها؟!
چه دنیای عجیبیه!...
بهر حال ان شاءالله غم به دلتون نیاد...
یا بهتر: ان شاء الله اگه غم به دلتون میاد ، مرهمش هم بیاد....
ان الله فی قلوب المنکسره...
التماس دعا!
یا علی ع!

S
Sokoot ۱۱ سال پیش
جوک

میدونین اولین «الکی مثلا» مال کی بوده؟
.
.
.
.
.
.
.
مال رضا یزدانی! :
من اصلا یادم نمیاد
از کی این چاقو رو خورد�
یا کجای این اتوبان
توی یه سانحه مُرد�
اهمیتی نداره
قسمت این بوده تو تقدیر
تو خیالم مه نشسته
برفکی میشن تصاویر
مثل فیلمای قدیمی
مثلا تو سایه روشن
آدمای بد قصه
با یه خنجر منو کشتن!

S
Sokoot ۱۱ سال پیش
پیام

بودم اندر جامعه بی کار و بار.....عضو فورجک گشتمی چون یک چنار!
فتح کردم قله ی خلاقیت......جک نوشتم، یک جکی لایکش هزار!
روز دیگر آمدم خوشحال و شاد.....دیدمش رد گشته و شد حال، زار!
گفتم : آخر مشکلش چی بود مگر؟!!...... گفت : «قانون است اینجا برقرار!»
گفتمش : اینبار بهتر گفته ام!......گفت: «تکرار است! تکراری نیار!»
گفتمش : باشد! ببین این را دگر!.......گفت: «طولانیست! ای بیکار عار!»
گفتمش : این خنده را گریان کنی؟!.....گفت: «می باید تلاشت بسیار!!!»
این شد و رفتیم در آفاق دور.....محو گشتیم و زدیم گاز به خیار!
(پایان هنریم هم تو حلقتون!
.
.
چیه؟ خوبه دیگه! مزه خیار میده! خخخ!)

S
Sokoot ۱۱ سال پیش
پیام

من اونیم که سایه هم نداشت
دلش رو توی کوچه جا گذاشت
همون که تو دلش غم ها رو کاشت
غیر از این سکوت، چیزی بر نداشت
من اونیم که گریه میکنه
همون که بغضو ول نمیکنه
همون که هیچکی باورش نکرد
اشک و عاشقه بونه میکنه
صدام که سر به آسمون کشید...
.
.
.
خودش هم پر به آسمون کشید...
خدا بخاطر همه ی لحظه های آرومی که به ما هدیه کردی، بحق این محرم، آرامش نصیبت کنه آقا مرتضی...

S
Sokoot ۱۱ سال پیش
جوک

رفته بودم تو یه سایت، یه مطلب در مورد مبارزه با افسردگی خوندم. بعد کامنتهاشو دیدم که هر کی یه مصیبتی ...
تا اینکه دیدم اون وسط یه نفر نوشته بود: "دوستان! من قبلا خیلی افسرده بودم، خیلی احساس ناراحتی میکردم. تصمیم گرفتم برم پیش مشاور روانشناس. زنگ زدم نوبت بگیرم که منشیه گفت: «هر جلسه میشه 40 هزار تومن...» خلاصه نمیدونم چی شد یهو احساس کردم دیگه حالم خوبه... چقدر دنیا قشنگه... اصلا توپ توپ شدم! خلاصه الان خیلی راضی و خوبم!"
دمش گرم!