اون موقع که موبایل تازه وارد بازار شده بود همکار بابام زنگ زد به دوستش و یه صدای خانوم جواب داد مشترک مورد نظر در دسترس نمیباشد,همکار بابام هم گفت : ول کن مشترک مورد نظر و بگو حال خودت چطوره?
@زهرا24 · ۷ امتیاز
☆☆☆☆☆ ۰ از ۵ (۰ رأی)
اون موقع که موبایل تازه وارد بازار شده بود همکار بابام زنگ زد به دوستش و یه صدای خانوم جواب داد مشترک مورد نظر در دسترس نمیباشد,همکار بابام هم گفت : ول کن مشترک مورد نظر و بگو حال خودت چطوره?
یه بار یکی از کتابای استادم و امانت گرفتم صفحه اول با خط درشت و زیبا نوشته بود
"اگر همه درختان جنگل های دنیا جمع شود ویک درخت شوند ,اگر تمام ابهای دریاها و اقیانوس ها و رودها به یک جا جمع شوند و اگر همه تبرهای دنیا جمع شده و یک تبر شوند
وان تک تبر به تک درخت زده شود و ان تک درخت روی ان اب بیافتد, عجب شالاپی میکند,"
فانتزیم اینه که سوباسا بیاد حیاط خونمون باهم فوتبال بازی کنیم
خوب معلومه وقتی شما پسرا مخاطب خاص تونو بر مبنای تیپ و قیافه انتخاب میکنین,اونا هم بر اساس مدل ماشینتون شما رو انتخاب میکنن
نه دروغ میگم?????
امتحان ایین نامه که بودم یه نفر سواد نداشت بصورت شفاهی ازش سوال میکردن, علامت"کارگران مشغول کارند"رو بهش نشون دادن گفتن ینی چی? جواب داده: ورود با بیل ممنوع
دوباره علامت"جاده پیچ دارد" رو بهش نشون دادن,جواب داد: جاده مار دارد
!/ این علامت و بهش نشون دادن پرسیدن ینی چی؟
گفت: جیش کردن ممنوع حتی یه قطره O_O
روز عقدم بود تازه از ارایشگاه اومده بودم,مادر بزرگم پیشم نشسته بود و چپ چپ نگام میکرد,
رفت دو مین دیگه برگشت و یواشکی صدام کرد:زهرا زهرا?
برگشتم دیدم یه شونه کوچیک که واسه خودشه اورده طوری دستش گرفته که بقیه نبینند گفت:
بگیر این شونه رو برو باهاش موهاتو شونه کن,خیلی شلخته است ,
گفتم: ننههههه!!!!
_ :ها
_:سه ساعت ارایشگر تلاش کرده تا موهامو این مدلی کنه,!!
_:ااووو پس مودلشه!!
مادربزرگ من هر روز یکی از سریال های کره جنوبی و برای یکی از دوستاش تعریف میکرد تا اخرین قسمت سریال که میگه دختره تصادف کرد و مرد,دوستش با تاسف و جدیت زیاد گفت حالا مراسم عزاداریش کی هس که بریم?!! مادربزرگ من ساده تر از اون میگه: اونو دیگه من نمیدونم مراسمش ایران نیس که بریم خارجه!!!!!!!!