منوی کاربری

منوی اصلی

طنز

جوک ها

پیامک ها

پیامک موضوعی

پیامک مناسبتی

مرامنامه 4جوک

اس ام اس دلتنگی

  81986

غم دوشادوش من راه ميرود چه فتانه است اين نو عروس روزگار تلخ من!!!

  81944

دلم تنگ است و شعر دیگری بر دفترم جاری شده با بیتهایــــی مملو از یک درد تکــــراری تک و تنهایی و سخت است باور کردنش ، اما نمی آید به دیدارت کسی کـه دوستش داری . . .

  81937

دلم ساعتی میخواهد كه مانده باشد روی ساعتهای با تو بودن .....

  81932

چه سر به راه است …
دلتنگی را میگویم !
از گوشه ی دلم جُم نمیخورد …

  81931

دلتنگی من تمام نمی‌شود
همین که فکر کنم من و تو دو نفریم
دلتنگ‌تر می‌شوم برای تو . . .

  81903

گفتی:

شاید برگشتم..

هنوز زنده ام!

به امید همان “شاید” ..

  81873

دلت که گرفته باشد شادترین آهنگها روضه خوانی میکنند!شلوغ ترین مکانها،تنهاییت را به رخت میکشنند...و شادترین روزها برای تو غمگینترین روزهاست!دلت که گرفته باشد...نغض میشود همه قانونها

  81861

هزاردفعه میگه دوست دارم ولی باز وقت دعوا رو حرفش نمیمونه ....
کافیه یه بارقصد رفتن کنه تاببینی چقدر مرد بوده و ازحرفش هیچ وقت برنمیگرده

  81843

(دست نوشته اوج دیوانگی)

عشق تاریخ نداشت منوتو باید براش تاریخ میزاشتیم من تاریخ عشقو گذاشتم تاابد ولی توبه رسم دنیاگفتی عشق دو روزه این شدقصه عشق منوتو من تاابدعاشق ولی توعاشق دوروزه

  81786

بعضی وقت ها

از شدت دلتنگی

گریه که هیچ

دلت می خواهد های های بمیری

  81760

دلتنگي يعني...
سيمكارتي که اون شمارشوداره واز لحظه ي شروع قهر و جداييمون كنار گذاشته بودمو...هرچند روز يواشكي بذارم تو گوشيم...بدون شك هر وقت گذاشتم ؛اسش رسيد؛يا زنگ زده بود...
ميدونم كارم اشتباهه و بايد فراموشش كنم...ولي واقعا با اين كار يكم آروم ميشم‏!‏‏!‏‏!‏
حالا؛ اون چرا هنوز اس ميده؛وقتي ديگه "اميدي‏"‏ نيست؟؟...

  81676

بیا و اندکی بمان،

به قدر خواندن

شاهنامه ای....!!!

  81638

(دردنوشته های اوج دیوانگی)

این دردنوشته واسه دل بیچاره خودمه اره بیچاره خودم چاره ای نداشت وقتی رهاش کردی توی سیاهی شبی که حتی ستاره نداشت شبی که باران میباریدومن خیس اشکهای خودم شده بودم

  81632

(دل نوشته های خودم)

هرکس میداندعشق چیست پس گردن زدن منوتودرچیست شایدهمه عشق راسیاه میبینن ولی این سیاهی نصیب منوتونیست

  81631

دارزدم زندگی رو باچند جمله ساده وچهارپایه ای که توبا دستان خودبرایم نگه داشته بودی نمیدانستم خیلی وقته اززندگیم دست کشیدی که من اینجوری دارم جون میکنم بی توبااین طناب دار