همیار کنکور
 

منوی اصلی

طنز

جوک ها

پیامک ها

پیامک موضوعی

پیامک مناسبتی

دوستان

مرامنامه 4جوک



اس ام اس زیبا


  217417

زندگی میکنم ...
حتی اگر بهترین هایم را از دست بدهم!!!
چون این زندگی کردن است که بهترین های دیگر را برایم میسازد
بگذار هر چه از دست میرود برود؛
من آن را میخواهم که به التماس آلوده نباشد،
حتی زندگی را ...

ارنستو چگوارا

فرستنده : ɾҽყԋαɳҽ


  217410

امروز پنج شنبه دعا میکنم
برای همه ی اونایی که یه غم سنگین به دلشون هست..
برای اونایی که از روزمرگیهاشون خسته شدن...
برای اونایی که دلشون تنگ خودشونه...
یا دلتنگ کسی هستن که دیگه نیست
برای اونایی که نقش امیدشون رنگ باخته
برای اوناییکه به همه چیز بی تفاوت شدن از بس کم محلی دیدن
یه روز تازه... یه صبح قشنگ...از همین ساعت تا همیشه آرزو میکنم
و این که امیدوارم فردام مثل امروزم نشه...

پنج شنبه شما بخیر و پر از آرامش مثل آرامش حضورخدا تو لحظه لحظه ی عاشقی و بندگیش....

فرستنده : سارا**ثنایی**


  217402

ERZ********MRT


دعا می کنم دائماٌ،
خدا کمکم کن خواهشاٌ،

رویام بزرگه،
گفت: برا رسیدن بهش دو راه جلوته،

پاشو برنامه کارتا بچین،
یا بخوابو خوابشو ببین...

«بزرگ(جلد دوم): بیتاب»

فرستنده : ممدرضا


  217376

تصور می کردم
تو
جایگزین تمام نداشته های منی
و این
بزرگترین اشتباهم بود
تو
تمامِ آن چیزی هستی
که می توانم داشته باشم

یوسف_مهدوی_فر

فرستنده : heshu


  217375

شیطان نیاز به دعوتنامه ندارد؛
فرقی نمی کند در فضای حقیقی باشد یا مجازی،
پیامک باشد یا کامنت،
کلامی باشد یا نوشتاری،
تلفنی باشد یا حضوری؛ 
این را قبل از آنکه ادب سخن بر ما دیکته کند، تقوا حکم می کند که یک فرد مذهبی وقتی روی سخنش با جنس مخالف است باید بداند که فعل ها را همیشه جمع ببندد.
و همیشه خدا یادش باشد که شیطان برای اضافه شدن به گفتگوهای دو نفره، نیازی به دعوتنامه ندارد!

فرستنده : سارا**ثنایی**


  217372

نوازشگر خوبی نبودی
سفید شده !
تار مویی را که قسم خوردی با دنیا عوضش نمیکنی . . .



  217365

علی(علی یوسفی سوره)میگفت:دلم میخواد تیر و ترکش به پهلوم بخوره،آخه بی بی پهلوش ضربه دید.
این حرفش علاقه اش به مادر سادات رامیرساند.
علی که همه ی حرف هایش درس بود
میگفت:دلم میخواد قبر نداشته باشم اما اگر قبر داشتم روی سنگ قبرم بنویسن نمیدانیم کیست؟!گمشده ای در بقیع ایران،در حسرت زیارت بقیع!...

برشی از کتاب زیبای (پایی که جاماند)
لایک=شادی روح شهدا صلوات

فرستنده : خادم الشهدا


  217357

ﻣﻦ ﺍﺯ ﺍﯾﻦ ﺩﻧﯿﺎ ﻓﻘﻂ اين را ﺩﺭﯾﺎﻓﺘﻢ ﮐﻪ ...
.
ﺍﻭﻧﻲ ﻛﻪ ﺑﻴﺸﺘﺮ ﻣﻲ ﮔﻔﺖ "ﻧﻤﻴﺪﻭﻧﻢ " ،

ﺑﻴﺸﺘﺮ ﻣﻴﺪﻭﻧﺴﺖ!

ﺍﻭﻧﻲ ﻛﻪ "ﻗﻮﻳﺘﺮ " ﺑﻮﺩ، ﻛﻤﺘﺮ ﺯﻭﺭ ﻣﻴﮕﻔﺖ!

ﺍﻭﻧﻲ ﻛﻪ ﺭﺍﺣﺖ ﺗﺮ ﻣﻴﮕﻔﺖ "ﺍﺷﺘﺒﺎﻩ ﻛﺮﺩﻡ" ،

ﺍﻋﺘﻤﺎﺩﺑﻪ ﻧﻔﺴﺶ ﺑﺎﻻﺗﺮ ﺑﻮﺩ!

ﺍﻭﻧﻲ ﺻﺪﺍﺵ ﺁﺭﻭﻣﺘﺮ ﺑﻮﺩ، ﺣﺮﻓﺎﺵ ﺑﺎ ﻧﻔﻮﺫﺗﺮ ﺑﻮﺩ!

ﺍﻭﻧﻲ ﻛﻪ ﺧﻮﺩﺷﻮ ﻭﺍﻗﻌﺎ ﺩﻭﺳﺖ ﺩﺍﺷﺖ،

ﺑﻘﻴﻪ ﺭﻭ ﻭﺍﻗﻌﻲ ﺗﺮ ﺩﻭﺳﺖ ﺩﺍﺷﺖ!

فرستنده : من فقط خودمم


  217323

امروز ‌‌به پایان می رسد..

از فردا برایم چیزی نگو..
من نمیگویم: فردا روز دیگری ست..
فقط میگویم: تو. روز دیگری هستی,,
تو فردایی !!
همان که ""بخاطرش باید زنده بمانم ..... !!

جبران خلیل جبران

فرستنده : تنهایی پاییز**


  217322

دوست داشتن به حرف نیست
به وقتیه که برات میذاره!
به ارزشیه ک برات قائل می شه!
به اعتمادیه که بهت داره!
به دلگرمیه که بهت میده!
دوست داشتن این نیست
که جاخالیاشو باتو پر کنه
اینه که به خاطر تو
جا خالی کنه.....!

فرستنده : قاسم عیدی


  217317

اگر زندگی
با تمام نامِ بزرگ اش
این چیزی بود که من دیدم
من داوطلبانه ، دنیایم را عوض خواهم کرد.
اصلا کسی چه می داند
شاید دنیای زیر آب


دنیای بهتری است...
دنیایی که بزرگترین بُحران اش
بــــحرانِ روشــــن کــــردنِ سیـــــگارم باشد.


شل سیلور استاین

فرستنده : heshu


  217307

یک بار به مترسکی گفتم:
لابد از ایستادن در این دشت خلوت خسته شده ای ؟؟
گفت:

لذت ترساندن,عمیق و پایدار است و من از آن خسته نمی شوم..
و من اندیشیدم و گفتم:

درست است,چون من هم مزه ی این لذت را چشیده ام...

گفت: تنها کسانی که تنشان از کاه پر شده باشد این لذت را می شناسند!!!

آن گاه‌ ‌ ‌من از کنار او رفتم
و ندانستم که منظورش ستایش من بود یا خوار کردن من!!!
یکسال گذشت و مترسک در این مدت فیلسوف شد!!!

هنگامیکه از کنار او گذشتم دیدم دو کلاغ در کلاهش لانه می سازند...


جبران خلیل جبران

فرستنده : تنهایی پاییز**


  217304

وقتی انتخابش کردم، تنها یک دلیل داشتم:

به خاطر خدا، برای قلب امام زمانم

اما وقتی تاج بندگی ام شد

یکی یکی خوبی هایش را کشف کردم

حالا وقتی توی خیابان

یا هروقت یا هرجا که احساس می کنم لازم است رو بگیرم

با همه ی وجودم، برای وجودش شکر می کنم

و آرام در گوشش می گویم:

عزیزم! اگر تو را نداشتم چه می کردم؟

حالا وقتی کسی می پرسد:

واقعا چادرت را دوست داری؟

می ترسم دوست داشتن واژه ی نارسایی باشد

برای حس من نسبت به چادرم،

به تاج بـــندگی ام...

فرستنده : سارا**ثنایی**


  217301

موضوع انشا:وقتی بزرگ شدید چی کاره می شوید؟
.
.
.
.
.
.
کودک سرطانی:من بزرگ نمی شوم

فرستنده : sss3


  217293

آقـــاى خـــوبـــم ، ** مـــهدى جان ( عج ) **

** زيـــباتـــريــن نـــگاهـــم ** را
بـــراى ** شـــما ** كـــــنار گــــذاشته ام
تا بـــدانــــيد كـــه
با تـــمام وجـــودم منتـــظر ديـــدارتـــان
هســــــتم ..........!!!!!

يا مهدى عجل على ظهورك

فرستنده : عشق من مادر