دسته بندی ها

منوی اصلی

طنز

جوک ها

پیامک ها

پیامک موضوعی

پیامک مناسبتی

مرامنامه 4جوک

نمایش مطلب شماره 251746

تاریخ انتشار : خرداد 1398

‏بچه که بودم وقتی کاکرو تکل میرفت رو پا سوباسا یه هفته با استرس منتظر بودم که یوخت مصدوم نشه،

از اونور یه شوهر خاله‌م یه مرغ نذر امامزاده کرده بود که لینچان رو نکشن :))

یه مشت تباه دور هم جم شده بودیم...