دسته بندی ها

منوی اصلی

طنز

جوک ها

پیامک ها

پیامک موضوعی

پیامک مناسبتی

مرامنامه 4جوک

زن از شوهرش ميپرسه: عزيزم، تو منو دوست داري؟مرد ميگه: خوب معلومه عزيزم، اگه دوست نداشتم، چطور ميتونستم هر شب بيام خونه پيشت، وقت و عمرم رو تلف كنم؟

مهمان: آقا تشريف دارند؟
مستخدم: نخير، رفتهاند مسافرت
مهمان: براي تفريح؟
مستخدم: نخير، با خانم رفته اند

یارو داشته ماهی میگرفته، یکی میپرسه: تا حالا چندتا ماهی گرفتی؟ یارو میگه: این یکی رو که بگیرم، با اون 19 تائی که بعدا میخوام بگیرم میشه 20 تا

یارو داشته با خانوادش از جلو رستوران رد ميشده بوی چلوکباب رو احساس ميكنن. به اونها ميگه اگه بچه های خوبی باشين هفته ديگه هم از اينجا ردتون ميكنم !

زنه میاد خونه به شوهرش میگه: ببین میشه این ماشینو ببری تعمیرگاه نشون بدی؟
شوهر میگه: چرا مگه چی شده؟
زنه میگه: نمیدونم این ماشین چهشه که هی مرتب میخوره به در و دیوار

زن یارو سکته ناقص میکنه. بعداز اینکه خطر رفع میشه، طرف میاد پیشش میگه: خانم جان چرا تو نمی تونی هیچ کاری رو کامل انجام بدی !

غضنفر سر نماز موقع قنوت دستاشو برعکس ميگيره
بهش ميگن آخه اين چه طرزشه ميگه ميخوام ايندفعه از حفظ بخونه !

یارو میره ماشینشو بیمه بدنه کنه، آخر سر که کارش تموم میشه بیمه ای بهش میگه ایشالا هیچوقت از بیمه تون استفاده نکنین. یارو هم برمیگرده میگه : ایشالا شما هم از این پول خیر نبینین !

غضنفر با ماشين قراضش ميزنه به يه ماكسيماي نو . با هزار زور وزحمت از راننده رضايت ميگيره. تو 4 راه بعدي دوباره ميزنه به همون ماكسيما ، سرشو از ماشين بيرون مياره ميگه : برو برو منم !!!

دو نفر دراز كشيده بودند يكيشون داشته خميازه ميكشيده اون يكي ميگه داداش تا دهنت بازه لطفا اين اصغر ما رو هم صدا كن !

غضنفر کمرش درد می کرده میره دکتر دکتر بهش میگه باید پیاده روی کنی چند روز بعد غضنفر زنگ میزنه مطب دکتر میگه دکتر جان من الان مرز ایران عراقم بازم پیاده روی کنم یا بسه ؟

خسیسه به رفیقش میگه : جعفر آخر هفته ماشینت و میدی بهم با خانوم بچه هام برم بیرون شهر ؟
رفیقش میگه: نه!!
خسیسه میگه : تعارف میکنی؟؟؟؟

حیف نون و یه تهرانی رو میخواستن اعدام کنن بهشون میگن به عنوان آخرین خواسته چی میخواین که براتون انجام بدیم. تهرانیه میزنه زیر گریه میگه این آخر عمری میخوام مادرم و ببینم. میگن باشه . . .
به حیف نون میگن تو چی ؟ میگه والا من . .
من ...
خواسته چی بگم . . .
خواستم اینه که این رفیقم مادرش و نبینه !

خسیسه به بچه اش میگه: اگه همه نمره هات بیست بشه میبرمت پارک تا بستنی خوردن بچه های دیگرو ببینی !

در اثر زلزله ای شدید در شهر حیف نون 13 نفر زخمی و در اثر تقسیم چادر 552 نفر کشته شدند !