دسته بندی ها

منوی اصلی

طنز

جوک ها

پیامک ها

پیامک موضوعی

پیامک مناسبتی

مرامنامه 4جوک

شمع سوزان توام اینگونه خاموشم نكن گرچه دور افتاده ام اما فراموشم نكن..

از شب پرسیدم چه بنویسم برای كسی كه دوستش دارم؟ گفت: بی تو فردایی ندارم.

شمع می سوزد و پروانه به دورش نگران ، ما که می سوزیم و پروانه نداریم چه کنیم.

از آفتاب گردون پرسیدم چرا شبا سرت پایینه ، گفت ستاره چشمک میزنه نمیخوام به خورشید خیانت کنم ، *آفتاب گردونتم خورشید من *

دایناسور به دوست دخترش میگه بیا بریم سینما دوست دختره میگه نمیام میگه بریم رستوران میگه نه میگه بریم خونه ی من میگه نه
بهش میگه همین كارها رو كردی كه نسلمون مونقرض شد!

قل مراد میره خواستگاری دختر رو می بینه ازش خوشش نمیاد میگه: ما می ریم یه دوری می زنیم بر می گردیم

به قل مراد میگن یخچالتون چرا برفک میزنه ؟میگه لابد بازم آنتنش کج شده.

یه موز و یه پسته با هم دعواشون می شه، موز به پسته میگه: که چرا همیشه نیشت بازه؟ پسته میگه: از تو که بهترم، بخاطر 200 تومن جلوی همه شلوارت رو می کشی پایین!

یه دکتری رفته بوده یكی از دهات و بهشون اصول بهداشت و نظافت رو یاد می داده. اتفاقأ همون موقع یه گربه ای داشته...ونشو ( پشتشو ) می لیسیده و خودشو تمیز می كرده. جناب دكتروسط سخنرانی میگه: مثلأ نگاه كنید، حتی این گربه كه حیوونه و عقلش نمی رسه هم داره خودشو تمیز می كنه. یهو یكی از دهاتیها از وسط جمع بلند می شه میگه: آقای دكتر، نه فكركنی عقلمان نمی رسد ها، زبانمان نمی رسد.

یه آبادانیه میره تو مغازه به یارو میگه: کا، بلوز داری؟
مغازه داره میگه: نه.
آبادانیه میگه: کا، شلوار داری؟
مغازه داره میگه: نه.
آبادانیه با تعجب میگه: کا، پس چرا رو شیشه نوشتی: کا لباس داریم؟

بسیجیه می ره عروسک فروشی به صاحب مغازه می گه آقا یه دونه از اون خواهرا بده!

یک نفر به خواستگاری رفته وبه دختره میگه:من ادم صبوری هستم دختره هم میگه معلومه ، اگه ادم صبوری نبودی این دماغ رو چند سال تحمل نمیکردی

سر کلاس پزشکی استاد به دانشجوها میگه : کدوم عضو انسانه که تا 9 برابر بزرگتر میشه؟ دختره میگه استاد من میدونم ولی روم نمیشه بگم..... پسره میگه : من میدونم استاد مردمک چشمه!! استاد به پسره میگه : آفرین . به دختره هم میگه : شما هم توقع بی جا نداشته باشید!!!

غضنفر داشته میمرده به پسرش میگه بعد از مرگ من به همه بگو بابام ایدز داشت ،پسرش میگه : واسه چی ؟
میگه : هم مریضیه باکلاسیه هم کسی سراغ مادرت نمیاد..

افغانیه میره دزدی زنه بیدار میشه میگه : طلاها و پولها همه اونجان!!
افغانیه میگه : خودتو به اون راه نزن ، بگو نون خوشکا کجان!!!