دسته بندی ها

منوی اصلی

طنز

جوک ها

پیامک ها

پیامک موضوعی

پیامک مناسبتی

مرامنامه 4جوک

جوک جدید

  2446

يك روز دو اباداني بادوچرخه ميرفتند تصادف ميكندميافتند زمين يكي امد كمك گفت تو سالمئ گفت نه من جاسمم سالم اونجا تو جوب افتاده

  2445

يه روز به يه تركه ميگن پنج تا حيوان وحشي نام ببر:ميگه دوتاشير,سه تاپلنگ

  2444

چرا تركها نميتوانند يخ درست كنند؟ چون آنها هميشه دستورالعمل تهيه را فراموش ميكنند

  2443

غضنفر از جوب می پره ازش فیلم می گیرن . دور آهسته میزارن میفته تو جوب. دور تند می زارن می خوره به دیوار

  2441

يک روز يه غضنفر ميره نارنگي بخره اسم نارنگي يادش نمي ياد بعد مي گه آقا به من 2کيلو پرتقال کم باد بده

  2440

تركه ميخواسته يك كبريت رو روشن كنه، هرچي ميزده كبريت مادرمرده روشن نميشده. رفيقش بهش ميگه: بابا خوب شايد كبريتش خرابه! تركه ميگه: نه بابا، همين پنج دقيقه پيش روشن شد

  2439

حیف نون به البرادعی رئیس اژانس انرژی هسته ای میگه:تو واقعا دکتر هستی؟ اونم با افتخار می گه:بله من دکتر هستم.غضنفر میگه:خوب بدبخت پس چرا تو اژانس کار میکنی؟

  2438

یک دانشمند ترک! یک تکه یخ گرفته بود دستش و متفکرانه داشت یک مدت طولانی بهش نگاه میکرد.
ازش میپرسن: چیو داری این جوری متفکرانه نگاه میکنی؟
ترک دانشمند میگه: والله داره همینطور ازش آب میچکه، ولی هر چی نگاه میکنم نمیدونم کجاش سوراخه !

  2437

حیف نون با خوشحالي به دوستش ميگه بالاخره اين جدول رو بعد از 2 سال حل كردم !!!!!!!دوستش ميگه 2 سال زياد نيست؟؟؟؟؟؟؟ حیف نون ميگه نه روش نوشته بود 7 تا 10 سال

  2436

یه اصفهانیه آب معدنی می خره یکمشو می خوره و می گه: حج خانوم این خیلی غلییظس یوخده از آبی شیر بی ریز توش

  2435

غضنفر دولا میشه که آینه ای که رو زمین افتاده رو برداره، خودشو تو آینه میبینه، میگه:" ببخشید، نمیدونستم ماله شماست

  2434

غضنفر میره خواستگاری ، بعد که دختره رو میبینه ازش می پرسن: خوب چطوره؟ پسندیدی؟ غضنفر میگه : اینجوری که نمیشه . یه محرمیتی چیزی بخونین ، درست و حسابی ببینمش. اونا رو محرم می کنن و یارو حسابی می بیندش. ازش می پرسن: خوب بالاخره پسندیدی؟ جواب میده : نه! دماغش خیلی بزرگه

  2433

یه روز یه اصفهاییه به زنش میگه تا من میرم پشت بوم میام دو تا تخم مرغ درست کن بخوریم. اصفهاییه میره بالا پاش لیز میخوره میوفته وقتی کنار پنجره میرسه به زنش میگه : یکی درست کن .... یکی درست کن ..... یکی

  2431

غضنفر ميخواسته بره هر چي راهزنه اطراف تبريزه دهنشون رو سرويس کنه. ملت هم ميان هر کي يه چيزي براش ميارن، يکي شمشير مياره يکي خنجر مياره و حسابي مسلحش ميکنن. خلاصه غضنفر راه ميفته و بعد از يک هفته خونين و مالين برميگرده. مردم دورش جمع ميشن، ميپرسند: چي شد؟ چي کار کردي؟ غضنفر پاميشه يا حال زار ميگه: بابا يه دستم شمشير بود يه دستم خنجر، با دندونام ميجنگيدم !!!

  2430

غضنفر ميره امام رضا احساساتي ميشه ميگه: امام علي قربون لب تشنت برم پس کي ظهور ميکني؟!