منوی کاربری

منوی اصلی

طنز

جوک ها

پیامک ها

پیامک موضوعی

پیامک مناسبتی

مرامنامه 4جوک

مورد داشتیم

  224261

سوتی بچه های 4 جوک
مورد داشتیم اسم والیبالیست رو نمیدونستن میخواستن باهاش عکس بندازن عزیز من اون ایمون زایتسف نیست ایوان زایتسفه
حالا این خوبه مورد داشتیم دخترعمش دهه هشتادی بوده 18سالش بوده فکر کنم عمش تو زود پز گذاشته بچه را
حالا ما کاری نداریم ها
ولی گل من یکم دقت کنین خو

  224021

♡ــــــــ♡Eyahgore b.l.a.k♡ــــــــ♡

مـورد داشـتـیـم ی دخـتـر خـانـومِ مـحـترم تـو گـوگـل سـرچ کـرده:

دانـلـود آهـنـگِ بـدونِ کـلامِ:لا لا لالالا لا لا لا لا لا لا لا لالالالالا،ایِ یا لا لا لا...

گـوگـلـم نـوشـتـه:لالای لای لای لالای لای لای لالالای!!!!


(یـعـنـی از خـودم پـریـشـان فـکـر تـر خـودمـم فـقـد)





  223808

مورد داشتیم طرف تو کنکور وقت زیاد اورده رو دفترچه سوالا نقاشی کشیده عکس بگیره خاطره شه
هیچی دیگه فهمیدم دفترچه سوالارو ازمون میگیرن دوبرابر وقتی که واسه زدن تست ها صرف کرده بودمو گزاشتم برا پاک کردن نقاشیام:|

  223319

مورد داریم دندون پزشک محترم دستکش بهداشتی و یه بار مصرف دستش کرده :
1- چراغ دندون پزشکی رو با دستکش کشیده جلو
2- دو ساعت با همون دستکش تو دهن یارو کار کرده
3- با همون دستکش آغشته به خون و تف چراغ دندون پزشکی رو داده کنار
4- در کشو رو باز کرده خودکار رو برداشته نسخه نوشته
5- عکس رادیوگرافی رو برداشته نگاه کرده
6- مریض گفته دندونم بلنده بنابراین دوباره رفته دستشو با همون دستکش کرده تو حلق مریض
7- احیانا وسط کار یه مریض دیگه هم واسه معاینه سر پایی میاد یه دستی هم تو حلق اون می کنه

وجدانا اگه به روش دوران پارینه سنگی با انبردست اقدام می کردن بهداشتی تر نبود؟؟؟....

  223216

مورد داشتیم طرف خواسته یه چیزی تو گوگل سرچ کنه اینقد منتظر بالا اومدن صفحه گوگل میمونه که یادش میره چی میخواسته سرچ کنه .
بله همچین اقتداری داریم ما

  222684

(حقیقت داره)مورد داشتیم یکی از همکلاسی ها هروقت میرفت پای تخته دماغشو میداد بالا و لباشو میکشید تو دهنش و تند تند پلک میزد،معلم میگفت چه مرگت شده جن گرفدتت؟ در جواب به معلم میگفت نگاه کن ببین تو دماغم تمیزه؟!!!
ما

  222465

مورد داشتیم پسره
.
.
.
.از نظر زیبایی از جنیفر لوفز سبقت گرفته

  222010

مورد داشتیم دنده عقب از کوه بالا میرفته،ازش پرسیدن چرا دنده عقب بالا میری و داری کجا میری ،گفته بالا عروسیه و جا پارک نیست من دور بزنم . بعد از عروسی دیدن دنده عقب داره میاد ، بهش میگن چرا دنده عقب میایی؟ میگه بالا جا بود دور زدم اومدم

  221917

مورد داشتیم

پسره فامیلیش کلاس بوده
اسم بچشو میذاره شاگرد اول
(شاگرد اول کلاس)
ولی وقتی معلم سر کلاس از بچه هه درس میپرسیده
بلد نبوده!!!!

پدر پسر تنبل هم توی همین حالت از خواب میپره
رو ب افق میکنه میگه پسرم کامران
قول بده شاگرد اول شی

پسرم از تو افق زیر لب میگه:
بذار بیام تو دنیا
یه نارنجکی بندازم توی استادیوم زندگیت
که این خیال میالا رو از سرت شوت کنی بیرون!!!!

  221885

مورد داشتیم طرف واسه طلاق جشن گرفته این به کنار کارت دعوت داده روش نوشت

آن دلبر شیرین که سپردی به منش
دو دستی پس می دهم به ننش
به خاطر اون اخلاق ع.ن.ش

مصراع اخر خیلی سنگین بود 10 ثانیه سکوت
لایک یادت نره

  221823

مورد داشتیم توی یه فیلمنامه یه همچین دیالوگی بوده:

 -آقاجون واقعا مرد خوبی بود.

طرف مقابل(پریشان)-چی،بود،باورم نمیشه،آقاجــــــــــــــــــــــون

-حواسم نبود،آقاجون واقعا مرد خوبیه.
نمیدونستم انقدر به ادبیات احترام میذاری!!!!(๑ʘ̅ д ʘ̅๑)!!!!
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
   البته هنوز مجوز اجرا نگرفته،میگن حتما آقاجون باید بمیره تا سینمایی باشه!!!!

  221815

مورد داشتیم طرف خواسته نماز بخونه وقتی که داشته اهنگ گوش میداده هی تو نماز میگه هله هله بعد اخر نماز بجای السلام علیکم میگفته دان دان دان یعنی تو نماز فقط هله هله میگفته با قر من که مردم از خنده

  221814

مورد داشتیم جوانی بر درختی تکیه کرده،ولی چون رشته ش انسانی بوده و کاری به فیزیک نداشته،به جای فرمول،یه پنج شش تا ماده ی قانونی با هجده تا تبصره به قانون کار اضافه کرده!!!
.
.
.
نتیجه اخلاقی:هیج رشته ای در امان نیست! همراه شما،درخـــــــــــت!!!!!

  221724

مورد داشتیم

دختره واسش خاستگار اومده
مامانش راضی نبوده
دختره هم خسته از گرفتن فال حافظ
شب که خوابش نمیبرده
به نیت این که مامانش راضی میشه یانه مثنوی باز میکنه

توی اون صفحه که باز میشه مامانش با دستخط خودش نوشته بوده:
.
.
.
خدایا به حق مولانا جلال الدین
این دخترِ منو ببر از خونه ی ما
خودت که میدونی من به بوی ترشی حساسم!!!!

  221681

مورد داشتیم
دختره دنبال اُلگو میگشته

یه روز چند تا دختر دیگه رو میبینه که باجدیت
کتاب دستشونه و دارن درس میخونن و از همدیگه سوال میپرسن.

اونم تصمیم میگیره دیگه توی درس تنبلی نکنه و با دوستاش درمورد
چیزایی غیر درس صحبت نکنه.

وقتی برای رفتن به خونه از کنار دخترا رد میشه
میفهمه کِ دارن درمورد فوتبال صحبت میکنن
.
.
.
الآنم تنها دغدغه ی ذهنش اینه کِ:

پرسپولیس یا استقلال؟
رِئال یا بارسا؟