دسته بندی ها

منوی اصلی

طنز

جوک ها

پیامک ها

پیامک موضوعی

پیامک مناسبتی

مرامنامه 4جوک

جوک متفرقه

  898

وصيتنامه غضنفر رو باز مكنن. نوشته بوده نماز قضا ندارم ولي 20 سال برام وضو بگيريد!

  897

به یکی میگن از قفل فرمونت راضی هستی میگه آره فقط سر پیچ اذیت می کنه !!!

  896

به حاجیه میگن سفر حج چطور بود؟ میگه خیابوناش تمیز ، برجاش بلند ، ماشیناش آخرین مدل. البته یه جای زیارتی هم داشت که شلوغ بود نرفتم!!!

  887

غضنفر میره بالای پل عابر پیاده داد می زنه حالا من خر،من نفهم، آخه شما اینجا رودخانه می بینید که اومدین روش پل زدین

  867

حیف نان مي‌ميره مي‌ره اون دنيا، ازش مي‌پرسن چي شد مردي؟ ميگه داشتم شير مي‌خوردم ! ميگن: شيرش فاسد بود؟ ميگه نه بابا، گاوه يهو نشست

  863

از حیف نان مي پرسن يه موجود نام ببر... مي گه يخ. مي گن يخ كه موجود نيست. مي گه هست، چون همه جا نوشته يخ موجود است!

  856

مدير تيمارستان گزارش دادند شب پيش يكي از بيماران قصد خودكشي در وان حموم را داشته ولي خوشبختانه يك بيمار ديگر به نام حیف نون نجاتش داده. پزشك تيمارستان پس از مطالعه پرونده حیف نون صداش كرد و گفت: وقتش رسيده كه تورو آزاد كنم اين اقدام بزرگ تو نشون ميده حالت خوب شده. البته متاسفم... اون بيمار بالاخره اين كارو كرد. اين بار خودشو تو بالكن اتاقش حلق آويز كرده. حیف نون می گه: نه اون خودكشي نكرده، چون خيس بود من آويزونش كردم خشك بشه!

  852

تو شهر حیف نون اینا (!) برای دوشیدن شیر گاو 30 نفر لازمه. یک نفر سر پستونای گاو را می گیره و 29 نفر گاو رو بالا و پایین می کنن!

  850

حیف نون تو صدا و سیما استخدام می شه، بعد از دو هفته اخراجش مي کنن! ميگن چرا اخراج شدي؟ ميگه هيچي بابا وسط اذان پيام بازرگاني پخش کردم!

  849

حيف نون خواب مي بينه تو بازي كامپيوتري زنشو كشته...از خواب كه پا مي شه مي بينه زنش كنارشه.ميگه : اه ! باز خر شدم سيو نكردم

  848

يه روز حيف نون ميره سيرك. يه نفر مياد دهن تمساح را باز مي كنه، سرش را دا خل دهان تمساح مي گذاره. بعد از يك ربع سرشو در مياره مي پرسه: كي مي تونه اين كار را انجام بده؟ حيف نون ميگه من مي تونم، ولي دهانم اين قدر باز نمي شه!

  846

حیف نون به زنش مي گه: برو مهرت رو بذار اجرا خونه بخريم!

  845

به حيف نون مي گن: اگه دنيا رو بهت بدن چي كار مي كني؟ مي گه: خفه شو! من خودم زن دارم!

  844

حیف نون با هواپيما مياد تهران، تو فرودگاه به رفيقش ميگه: اگه مي دونستم اينقدر نزديكه با ماشين ميومدم!

  840

حیف نون داشته تو خیابون به یه دختر نگاه می کرده. یکی بهش میگه مگه تو خواهر و مادر نداری؟ میگه چرا... ولی به این خوشگلی نیستند!