دسته بندی ها

منوی اصلی

طنز

جوک ها

پیامک ها

پیامک موضوعی

پیامک مناسبتی

مرامنامه 4جوک

جوک متفرقه

  343

حیف نون می ره کتابخونه، داد می زنه یه ساندویچ بدین با سس اضافه
آقاهه بهش می گه: آقا! اینجا کتابخونه هست
حیف نون می گه: ببخشید…
بعد یواش در گوش آقاهه می گه: یه ساندویچ بدین با سس اضافه!

  302

یارو می رسه به دوستش می گه: حیف نون چی شده؟ خیلی به نظر ناراحتی؟ حیف نون می گه: آخه این هفته بدترین هفته برام بود، شنبه طلبکاره اومد در خونمون، یکشنبه ماشینم رو دزدیدند، دوشنبه خونه مون آتیش گرفت، سه شنبه سکته ناقص کردم، چهارشنبه بابام فوت کرد، پنج شنبه زنم گم شد و از همه بدتر جمعه... زنم پیدا شد

  301

توی یک مهمانی، یک خانمی رو می کنه به حیف نون، می گه: به نظر شما من چند سالمه؟ حیف نون می گه: گفتنش یک خورده مشکله، اما یک کم که دقیق می شم می بینم اصلا بهتون نمی یاد!

  294

به غضنفر میگن: چرا همش داری دور میدوون با ماشینت میچرخی؟می گه: راهنمام گیر کرده!!

  290

سه نفر توي هواپيما برای هم كلاس ميذاشتند . اولين نفر با موبايل دومين نفر با لب تاپ سومين نفر ميبينه داره كم مياره ميره يك دستمال كاغذي رو لوله مي كنه ميگذاره توي جيبش البته يك گوشه از دستمال كاغذي را از جيبش بيرون ميگذاره بعد مي ايد پيش دوستاش يكي از دوستاش ازش مي پرسه اين چيه از جيبت بيرونه ؟ ميگه واي خداي من كي براي من فكس فرستاده !!!؟؟؟

  289

غضنفر ميره طوطي بخره به جاش يه جغد بهش می‌فروشن. چند روز بعد ازش مي‌پرسن: «اين طوطیه حرف هم مي‌زنه؟» غضنفر جواب میده: «حرف نمی‌زنه ولی خيلي توجه مي‌کنه.»

  255

غضنفر دست میندازه دورگردن دوست دخترش بلد نیست چی بگه .میگه گردنتو بشکونم ؟

  135

دیروز : از پذیرفتن خانم های بدحجاب معذوریم!!! امروز: از پذیرفتن خانم ها، با شلوار کوتاه معذوریم!!! . فردا : خواهشا با شلوار وارد شوید.........

  128

از حیف نون می پرسند تا حالا مربا بالنگ خوردی؟ می گه من که همیشه با دست می خورم!

  127

حیف نون پول نداشته دماغش رو عمل کنه، سر دماغش رو می گیره بالا، بهش تافت می زنه!

  124

به حیف نون می گن: نفت، طلای سیاه است. حیف نون فرداش یه 5 لیتری می اندازه گردنش!

  123

حیف نون مست می كنه، شنگول می شه، گرگه میاد می خورتش!

  122

از حیف نون می پرسن خواهرت دختر زائیده یا پسر؟ می گه به من اطلاع ندادن. هنوز نمی دونم دایی شدم یا خاله!

  121

شب اول قبر حیف نون ازش می پرسن من ربک؟ می گه می تونم از فرصت مقایسه استفاده کنم؟!

  116

حیف نون رفته بوده تئاتر، دوستش ازش می پرسه: چطور بود؟ حیف نون میگه: خوب بود، ولی آخرش رو نفهمیدم چی شد. قست اول که تموم شد یک پلاکارد نشون دادن که نوشته بود: "پرده دوم، دو سال بعد" من دیگه حوصله نداشتم دو سال صبر کنم اومدم بیرون!